|
|
تعداد بازدید : 543
به گزارش شيعه آنلاين به نقل از رجانيوز، آنها چشم اندازى را پيش بينى مى كنند كه مشخصا محور و هدايت آن توسط ساختار صهيونيست است. پديده سرمايه گذارى بر روى باشگاه هاى معتبر فوتبال اروپا و جابه جايى بازيكنان و مربيان يك استراتژى دراز مدت است كه با ديگرشيوه هاى اقتصادى رژيم صهيونيستى همانند تبليغات گسترده درباره مواد غذايى يا داروهاى پزشكى فرق مى كند. به لحاظ اين تمركز در تصميم گيرى، ملاحظات سياسى رژيم صهيونيستى را در فوتبال انگلستان بايد يك واقعيت انكار ناپذير در نظر گرفت. اما اين روش يك آسيب اجتماعى به جامعه فوتبال انگليس وارد مى كند، اين يك نوع برده دارى مدرن است.. اولويت اقتصادى و برنامه هاى رژيم صهيونيستى در اين مقوله نه بر اساس منطق اقتصاد بلكه در چارچوب منطق سياسى طرح و تدوين مى شوند. يك چنين اقداماتى در كوتاه مدت كم تاثير هستند اما در درازمدت خودنمايى مى كنند، هجوم همه جانبه صهيونيست ها به فوتبال انگليس حيات اقتصادى اين رژيم را با بستر مناسبى مواجه كرده است. اتفاقاتى كه در تاتنهام مى گذرد، فروش منچستريونايتد (ثروتمندترين باشگاه جهان) به خانواده متمول گليزرها و چگونگى به دست آوردن سرمايه هنگفت رومن آبراموويچ روس و فرار وى به سوى فوتبال انگليس و استفاده از اهرم فشار به هيات مديره آرسنال براى واگذارى سهام به يهوديان نكات مرموزى است كه ردپاى صهيونيست در آن به وضوح ديده مى شود و اين همان حلقه مفقوده اى است كه هيچ گاه به آن اشاره نشده است. اما سؤال اينجاست آنها چرا و چگونه وارد ساختار و بدنه فوتبال انگليس و ديگر مناطق جهان شدند؟ با اينكه ماليات هاى ورزشى در انگلستان به مراتب كمتر از اسپانيا و ايتاليا است، سهام ليگ برتر انگليس در بورس عرضه مى شود و هر تاجر خارجى مى تواند يك تيم انگليسى را خريدارى كند. (به اين نكته در مورد خريد تجار خارجى بيشتر توجه كنيد!) اما باز هم در دل اين موضوع يك سوال مطرح است كه چرا سرمايه داران يهودى كه پشتوانه لابى هاى قدرتمند صهيونيسى و آمريكايى را احساس مى كنند راهى فوتبال جزيره شده اند؟ آيا اگر تونى بلر و ميراث دار آن گوردون براون آغوش باز به صهيونيست ها نشان نمى دادند، ليگ برتر با چنين هجمه اى مواجه نمى شد، اما اگر در واقع بگوييم اصول ماهيت تصميم گيرى به ويژه در سياست خارجى بريتانيا منبعث از ساختار سياسى و اجتماعى اين جزيره است گزاف نگفته ايم. در طول تاريخ در بريتانيا به غير از انقلاب صنعتى هيچ تحول اقتصادى به صورت راديكال به وقوع نپيوسته است. و آنجايى هم كه تغييراتى ديده شده در سه قرن گذشته ناشى از الزاماتى بوده كه خارج از توان اقتصادى بوده اند. حال روابط اقتصادى كه به ظاهر رنگ ورزشى به خود گرفته بين رژيم صهيونيستى و دولتمردان انگليس نه تنها نتيجه سياست خارجى اين كشور نيست بلكه الزامى دو جانبه از سوى دو طرف است. با الهام از اين مطلب روشن شد كه چرا امثال گوردون براون مرزهاى تجارت را براى صهيونيست ها باز گذاشته اند. اما مسأله مهم تر آن است كه آنها چطور و به وسيله چه اشخاصى به اين تجارت مى پردازند. مطمئنا حضور عروسك هاى دست آموز در اين ميان لازم به نظر مى رسد. نفوذى صهيونيست ها در فوتبال اروپا يكى از همين عروسك هاى دست آموز صهيونيست كسى نيست جز پينى زهاوى. زهاوى كه كار خود را به عنوان يك ژورناليست يهودى در روزنامه «يديعوت آهارانوت» شروع كرده بود خيلى زود از طريق لابى هاى سياسى وارد تجارت بازيكن شده و در حال حاضر به عنوان يكى از بزرگترين دلالان فوتبال در جزيره فعاليت مى كند. وى با استفاده از رابطه بسيار نزديك خود با ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل و ريئون ريولين سخنگوى سابق پارلمان اسرائيل دست به تاسيس يك شبكه تلويزيونى زده و خيلى راحت حق پخش مسابقات ليگ برتر را به دست آورده است. پينى زهاوى در حال حاضر از طريق دوستان سرمايه دار خود در اسرائيل تبديل شده به يك پل ارتباطى و يك جاده صاف كن يهوديان براى تصاحب باشگاهاى بزرگ انگليسى و اين همان حلقه مفقوده اى است كه به آن اشاره شد. زهاوى از طريق دوستان سرمايه دار خود مانند (ياكو شاهار ) يكى از بزرگترين وارد كننده هاى خودرو و سرمايه دار اسرائيلى دست به خريد تيم (مكابى حيفا ) مى زند (۱۹۹۲) و بعد از آن ديگر تيم هاى اسرائيلى مانند (بيتر اورشليم ) توسط تاجر روسى - اسرائيلى به نام ( آركادى گيداماك) خريدارى مى شود. آنها به اين موضوع رسيده اند كه مى توانند بازيكنان اسرائيلى را به تيم هاى ليگ برتر منتقل كنند و از اين طريق سود كلانى را بدون واسطه وارد چرخه اقتصادى اين رژيم كنند و از سوى ديگر به عبارتى بازيكنان را صاحب مى شوند! اولين رد پا اولين رد پاى وى و شركايش به سال ۱۹۷۹ بر مى گردد ، زمانى كه قراردادى به مبلغ ۲۰۰۰۰۰ پوند براى انتقال (آوى كوهن) كاپيتان رژيم صهيونيستى به باشگاه ليورپول منعقد شد و تقريبأ يك سال بعد زهاوى خيلى راحت قراردادى را تنظيم كرد كه به واسطه آن مدافع منچسترسيتى (برى سيلكمن) به صورت قرضى به تيم مكابى تل آويو برود. در سال ۲۰۰۶ در حالى كه هرى ردنپ مربى پورتسموث به دليل اختلاف نظر با ميلان مانداريچ رييس وقت باشگاه در آستانه ترك اين تيم بود، زهاوى پسر دوست خود الكساندر گيداماك را به عنوان خريدار باشگاه معرفى كرد و به اين صورت هم ردنپ ابقا شد و از آن طرف شخصى يهودى به نام ( آورام گرانت) كه بعدها از آن در چلسى استفاده كرد به عنوان مدير فنى وارد تيم شد.. (گرانت در تيم مكابى حيفا به عنوان آناليزور مشغول به كار بود). بزرگترين انتقال بزرگترين انتقال در جزيره در سال۲۰۰۳ مربوط به (رومن آبراموويچ) روس است كه با استفاده از رابطه زهاوى با وى توانست مالك باشگاه چلسى شود. آبراموويچ در جايى ( مجله وورلد ساكر ) عنوان كرده بود كه دو مليت دارد و به دو مليت عشق مى ورزد ، اول به روسيه دوم به اسرائيل! به خاطر همين مسأله است كه وى هر ساله مبلغ كلانى جهت برگزارى يك تورنمنت چند جانبه و دوستانه موسوم به ( Channel one) در تل آويو اختصاص مى دهد و در زمان برگزارى مرحله مقدماتى جام ملت هاى اروپا ۲۰۰۸ به ملى پوشان اسرائيل وعده پاداش هاى نجومى مى دهد تا بتوانند تيم انگليس را شكست دهند! آبراموويچ كه توسط زهاوى توانست صاحب باشگاه لندنى شود تعادل را با ثروت باد آورده اش در بازار نقل و انتقالات جزيره از صورت عادى خارج مى كند به طورى كه از مبلغى بالغ بر ۱۱۱ ميليون پوند كه باشگاه ها در مجموع مى پردازند وى براى به خدمت گرفتن ستاره ها ۴۴۱ ميليون پوند را وارد بازار مى كند ، رقمى كه بالانس چرخه اقتصادى را نه تنها در جزيره بلكه در اروپا برهم مى زند اما مضحك ترين و شايد احمقانه ترين تصميم آبراموويچ اخراج ژوزه مورينيو مربى با دانش آن وقت چلسى و جايگزين كردن آورام گرانت بود. گرانت يهودى كه مستقيمأ از سوى زهاوى به چلسى آمد ، دودمان چلسى و صاحب ثروتمند روسى اش را به باد داد، وى كه هيچ دانشى از فوتبال نداشت مربى تيمى شد كه در فينال ليگ قهرمانان بازى را به منچستر واگذار كرد و بعدها كارشناسان اذعان داشتند چلسى فاقد روحيه جنگندگى و انگيزه لازم بوده كه سبب شد آبراموويچ در حسرت قهرمانى بماند و اين سونامى زهاوى براى آنها بود. اما از ديگر انتقال هايى كه زهاوى در آن دست داشت ، انتقال ۲۹/۱ ميليون پوندى (ريو فرديناند) از ليدزيونايتد به باشگاه بزرگ منچستريونايتد، انتقال جنجالى اشلى كول از آرسنال به چلسى، انتقال جيووانى دوس سانتوس مكزيكى به بارسلونا و انتقال سباستين ورون آرژانتينى به منچستر... جالب است بدانيد كه قرار بود در يك انتقال جنجالى (رونالدينيو) مهاجم برجسته برزيلى باشگاه بارسلونا به منچستر سيتى بپيوندد، مذاكرات بين روبرتو دى آسيس (وكيل و برادر رونالدينيو) و پينى زهاوى در تابستان امسال صورت گرفته بود كه به مرحله پايانى نرسيد. زهاوى كه در تمام نقاط جهان دفاتر آژانس انتقال بازيكن را داير كرده حتى به مناطق آمريكاى جنوبى و آفريقا هم چشم دارد. آفريقا منطقه اى كه بزرگترين استعداد هاى فوتبال در آنجا وجود دارد ، آنها جوانان آفريقايى را با پاسپورت هاى جعلى با دستمزد پايين وارد فوتبال اروپا مى كنند. حتى در مناطق آمريكاى لاتين و كشورهايى نظير آرژانتين و برزيل و مكزيك هستند بازيكنانى مانند كارلوس توس و خاوير ماسچرانو علاوه بر سباستين ورون و دوس سانتوس، همگى دستپخت زهاوى هستند. حالا با اين اوصاف مگر مى شود تأثيرات آنها از لحاظ اقتصادى در ليگ برتر را ناديده گرفت به طورى كه حتى اين تأثيرات دامنه سياستمداران ايالات متحده را هم مى گيرد و جورج ژيلت و تام هيكس كه از شركاى مالى جورج بوش هستند بعد از سال ها حضور در دنياى سياست به فوتبال علاقه مند شده و از دفتر رياست جمهورى ايالات متحده به رياست باشگاه ليورپول رضايت مى دهند!
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. |
|
صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما |