|
|
تعداد بازدید : 2895
در تاريخ پنجشنبه 17/5/87 ساعت 10 شب به وقت تهران مناظره و گفتگويي صميمانه ميان جناب قزويني و جناب مرادزهي در راستاي وحدت اسلامي و با موضوع حضرت زهرا(س) برگزار شد، كه بسيار مفيد بود. در اين گزارش به ذكر نكاتي از اين مناظره ميپردازيم: 1- اولين نكته محدوديتهاي بيجاي زماني بود كه شبكه ايجاد كرده بود كه در آن يك دقيقه اختصاص داشت به مطرح نمودن پرسش و چهار دقيقه به پاسخگويي و به محض پايان وقت، مجري به گونهاي كه اين زمان وحي الهي است، صحبت را قطع ميكرد و پرسش و پاسخها گاها نيمه كاره ميماند. 2- مدت زمان برنامه نيز بسيار كوتاه بود و نيز در اين گونه مناظرات بهتر است گفتگو به صورت محاورهاي باشد و نه ترتيبي. 3- حجةالاسلام هدايتي، مجري برنامه، بيشتر جانب آقاي مرادزهي را رعايت ميكرد، كه با توجه به ميهمان بودن آقاي مرادزهي كاري بسيار پسنديده بود. به عنوان مثال هنگامي كه ايشان از زمان تعيين شده تجاوز ميكرد، نسبت به آقاي قزويني ديرتر جلوي صحبت ايشان را ميگرفت. همچنين آقاي قزويني در پايان مناظره اشاره كردند كه چون آقاي مرادزهي ابتدا شروع كردهاند، 4 دقيقه زمان جلوتر هستند و به من آن 4 دقيقه را بدهيد كه آقاي هدايتي زير بار نرفت! و نيز آقاي قزويني اعتراض كردند كه چرا آقاي مرادزهي از وقت سوال خود براي پاسخ دادن به سوالات من استفاده كرد به جاي اين كه سوال مطرح كند، كه آقاي هدايتي اعتراض ايشان را وارد ندانست و گفت اين از ظرايف و زرنگيها در مناظره است. 4- شماره صفحه و جلد مراجع شيعهاي كه آقاي مرادزهي مطرح ميكردند، گاها غلط بود كه خوب بود ايشان به چاپ آن مرجع نيز اشاره مينمودند. 5- روايات مورد استفاده آقاي قزويني تماما از منابع اهل سنت بود، اما روايات مورد استفاده آقاي مرادزهي غالبا از اهل سنت بود كه نزد شيعه معتبر نميباشد؛ تنها سه روايت ايشان از منابع شيعه بود كه يك مورد آن سند صحيح نداشت، يك مورد آن سند ضعيف داشت و البته سخني ايهامآميز بود كه امام صادق(ع) در زماني به صورت تقيه فرموده بودند و در زمان ديگري منظور واقعي خود را از آن مساله روشن فرمودند و در منبع ديگري از شيعه توضيح آن آمده بود. مورد سوم به علت تمام شدن وقت برنامه فرصت نشد؛ البته بهتر بود آقاي قزويني اگر پاسخي براي اين مساله داشتند، بلافاصله قبل از هر چيز ديگري آن را پاسخ ميدادند و بعد سراغ مسايل ديگر ميرفتند. 6- آقاي مرادزهي از آقاي قزويني در رابطه با احراق منزل حضرت زهرا(س) درخواست منبع از نهجالبلاغه نمود و آقاي قزويني به خطبه 202 اشاره كردند. حال آن كه همان گونه كه آقاي مرادزهي نيز اشاره كردند، اين خطبه نه اسمي از كسي ميبرد و نه مورد ظلم را ميگويد، تنها حضرت علي(ع) در اين خطبه در حين خاكسپاري حضرت زهرا(س) به حضرت رسول(ص) عرض كردند «امتت به دخترت ظلم كرد». طبيعي است كه در نهج البلاغه مطالب غالبا در لفافه گفته شده و تلاش براي يافتن نام افراد و موارد و مصاديق مشخص بيهوده است و بهتر بود آقاي قزويني در رابطه با علت اين كه اين مساله در نهج البلاغه به صراحت نيامده است، صحبت ميكردند و نه اشاره به خطبهاي كه مطالب را به وضوح نگفته است. 7- از اشكالات آقاي قزويني اين بود كه ايشان به گذر زمان توجه نداشت و احتجاجهايي براي اثبات حمله به خانه حضرت زهرا(س)، ضرب، احراق منزل، اسقاط جنين و نهايتا شهادت از منابع اهل سنت داشتند كه در سايتشان نيز موجود بود، اما در اين مناظره مطرح نكردند و به جاي پاسخ دادن به اين مسايل كه مورد سوال آقاي مرادزهي بود، بيشتر به دنبال زير سوال بردن خلافت خلفا بودند و در پايان وقت نيز گفتند بنده متوجه گذر زمان نشدم، والا پاسخهاي آقاي مرادزهي را داشتم! 8- آقاي مرادزهي از پاسخ دادن به دو سوال اساسي آقاي قزويني در رابطه با غضب حضرت زهرا(س) نسبت به شيخين و نيز عدم بيعت حضرت زهرا(س) با جناب ابوبكر كه در منابع اهل سنت آمدهاند، طفره ميرفتند و ميگفتند اين از موضوع بحث خارج است؛ كه البته خارج نبود، زيرا به حضرت زهرا(س) مربوط بود. اما خود ايشان از موضوع بحث كاملا خارج شده و به ذكر فضايل خلفا ميپرداختند! 9- در مجموع بهتر بود موضوع مناظره خلافت ميبود و نه حضرت زهرا(س)؛ زيرا هر دو طرف علاقه شديدي به بحث در اين زمينه داشتند. 10- نكته جالبي كه آقاي مرادزهي به عنوان يكي از علماي اهل سنت مطرح كردند، اين است كه تاريخ طبري كه از منابع اهل سنت و همچنين از كتب معتبر تاريخ در جهان است، داراي راويان دروغگو نظير ابوهريره بوده و نزد اهل سنت معتبر نميباشد كه از دست دادن منبعي با اعتبار جهاني به نظر ميرسد به ضرر اهل سنت باشد. 11- يكي از اشكالات آقاي مرادزهي اين بود كه هنگامي كه آقاي قزويني به حديثي از كتب اهل سنت احتجاج ميكرد، ايشان ميگفت بقيه حديث را نيز بخوانيد! و بقيه حديث مضموني به نفع اهل سنت داشت. در صورتي كه هر گروهي كه بخواهد در مسالهاي حقانيت خود را ثابت كند، بايد از منابع طرف مقابل حديث بياورد و نه از منابع خودش. طبيعي است كه ادامه حديث كه به موضوع مورد بحث ربطي نداشته و مطالبش به نفع اهل سنت است، توسط آقاي قزويني بيان نشود. مثلا فرض كنيد در حديثي از اهل سنت ذكر شده كه حضرت زهرا(س) بر دو خليفه اول غضب كردند و در ادامه روايت آمده كه حضرت علي(ع) بلند شدند و رفتند با جناب ابوبكر بيعت كردند. آقاي مرادزهي ادامه حديث را به عنوان اثبات بيعت حضرت علي(ع) با جناب ابوبكر مطرح ميكرد، كه اين مطلب چون از منابع اهل سنت است، طبيعي است كه قابل احتجاج نباشد و چون به بحث قبل يعني مساله غضب نيز بيربط بوده طبعا آقاي قزويني به آن اشارهاي نكردهاند. 12- يكي از نكات جالب و در واقع نتيجه مناظره اين بود كه آقاي مرادزهي ناچار شد تا بحث تهديد به احراق خانه حضرت زهرا(س) توسط خليفه دوم را بپذيرند، اما خود احراق را نپذيرفتند. البته آقاي قزويني براي اثبات اين مساله حديث ديگري از اهل سنت ذكر كردند، كه متاسفانه فرصت برنامه تمام شد و صحبت آقاي مرادزهي را در اين زمينه نشنيديم. 13- آقاي مرادزهي براي اثبان حقانيت دو خليفه اول به خطبه 219 نهج البلاغه احتجاج نمودند. ايشان به يكي از كتب شيعه استناد كردند كه ميگويد اين خطبه در مورد عمر است. متاسفانه فرصت برنامه اجازه نداد كه آقاي قزويني نظر خود را در مورد اين مساله مطرح كنند و البته خود ايشان بايد قبل از هر مساله ديگري به پاسخ اين مورد ميپرداختند كه چنين نكردند. ظاهرا ساير علماي شيعه ميگويند در مورد عمر نيست. آقاي قزويني يك منبع از اهل سنت ارايه كردند كه ميگويد خطبه در مورد عمر نيست و آقاي مرادزهي منبعي از اهل سنت آوردند كه ميگويد هست. اگر بيطرفانه به قضيه نگاه كنيم، با توجه به اين كه حضرت علي(ع) در خطبه 3 از هر سه خليفه انتقاد شديدي كردهاند و حرف ايشان قطعا براي همه مسلمانان حجت است و با توجه به شخصيت حضرت علي(ع) بعيد به نظر ميسد كه حضرت بعد از مدتي حرف خود را عوض كرده باشند و در خطبه ديگري از دو خليفه اول تعريف كنند! 14- يكي از احاديث كتاب صحيح بخاري را كه از پيامبر(ص) درباره ارتداد اكثر صحابه پس از رحلت حضرت بود، آقاي مرادزهي نميدانستند و آقاي قزويني به ايشان آدرس دادند. به نظر ميرسيد تسلط آقاي قزويني بر منابع اهل سنت بيشتر از تسلط آقاي مرادزهي بود. 15- آقاي مرادزهي در يك جا حرفي غيرمنطقي زدند كه گفتند شاهد براي احراق و ضرب و ساير موارد بياوريد! اين پروندهاي است كه پس از 14 قرن باز شده است! در صورتي كه اين مساله از همان زمان اتفاق افتادن مطرح بوده و در ضمن پس از 14 قرن ديگر كسي دنبال شاهد 1400 ساله نميگردد! احاديث خود ميتوانند به عنوان شاهد استفاده شوند و خوب بود ايشان ميگفت در اين زمينه حديث بياوريد و نه شاهد! مگر علماي اهل سنت و محدثين آنها همگي متعلق به 14 قرن پيش بودهاند و براي احاديث خود شاهدي داشتهاند كه به احاديث آنها اعتماد ميكنيم؟! 16- پرسش ها و شبهات آقاي مرادزهي بعضا قوي نبودند، به گونهاي كه برخي بينندگان كه پس از برنامه گفتگوي تلفني براي اعلام نظر داشتند، پاسخ آنها را ميدادند. مثلا آقاي مرادزهي ميگفتند چرا اگر خانه را آتش زدهاند، مسجد كه چسبيده به خانه بوده آتش نگرفته؟ در صورتي كه خانه از گل و كاهگل بوده و در از چوب و تنها درب خانه آتش گرفته و حتي خود خانه نيز آتش نگرفته است، چه رسد به مسجد. و يا مورد ديگر اين كه ايشان ميگفتند چرا حضرت علي(ع) اگر افرادي اين كار را كردهاند، باعثين اين كار را براي دفاع از اهل خانه خود از بين نبردهاند؟ در صورتي كه واضح است اگر بر فرض مساله احراق صحت داشته باشد، حضرت علي(ع) به خاطر وحدت مسلمين سكوت كردهاند و طبيعي است كه حفظ دين از حفظ اهل خانه بالاتر است. 17- آخرين مطلب به انتقاد شديد از آقاي مرادزهي اختصاص دارد. ايشان متاسفانه در اقدامي غيراخلاقي، غيرعلمي و غيرمنطقي گفتند بهترين خلق بعد از رسول خدا(ص) ابوبكر و عمر هستند!!! در حالي كه اهل سنت مطابق حديثي كه آقاي قزويني نيز به آن احتجاج كرد پس از رسول(ص) حضرت زهرا(س) را از خلفا و حتي از حضرت علي(ع) بالاتر ميدانند و حضرت علي(ع) را نيز از ساير خلفا بالاتر ميدانند. بنابراين از نظر اهل سنت پس از پيامبر(ص) حضرت زهرا(س) و پس از آن حضرت علي(ع) بهترين هستند و از اينجا به بعد ميتوان بحث بهتر بودن ساير خلفا را مطرح كرد. صرفنظر از نقل و با نگاه به عقل نيز ميبينيم كه در برابر حضرت علي(ع) تمامي دانشمندان دنيا، حتي غيرمسلمانان و كافرين در طول 1400 سال سر تسليم و تعظيم فرود آوردهاند و در فضيلت و منقبت ايشان سخنها راندهاند. در صورتي كه در مورد ساير خلفا احدي از غيرمسلمانان تمجيد نكرده است. همچنين به روايت شيعه و سني در قرآن كريم 300 آيه در شان علي بن ابيطالب(ع) نازل شده است، در حالي كه در شان ابوبكر تنها 5 آيه و تنها به اذعان اهل سنت نقل شده است. با اين تفاسير آيا عقل ميتواند ساير خلفا را بالاتر از حضرت علي(ع) بداند؟! 18- يكي از بينندگان اهل سنت تماس گرفت و گفت آقاي مرادزهي آبروي ما را برد، زيرا در خطبه 219 حضرت علي(ع) نامي از عمر نبرده است!!! اين بنده خدا كه ادعا ميكرد طلبه نيز هست! نميدانست كه اشاره به عمر را آقاي مرادزهي از تفاسير نهج البلاغه آورده بود و نه از خود نهج البلاغه! طلبهاي كه سادهترين چيز را نميداند! 19- شخصي كه خود را از اهل سنت معرفي كرد، با خشونت تمام و توهين به آقاي قزويني ميگفت: «قزويني ادب ندارد و در مقابل نص قرآن ايستاده است»! دليلي هم كه آورد اشاره به يكي از آيات قرآن بود كه دليلي بسيار ناپخته بود، به گونهاي كه خود آقاي مرادزهي نيز به آن استناد نكرد. اين شخص با عصبانيت ادامه داد: «اين كساني كه زنگ ميزنند و ميگويند سني هستيم، اينها شيعه هستند؛ دروغ ميگويند.» در صورتي كه به نظرم يك سني واقعي ميگويد خود اين شخص كه با اين لحن حرف زدن و اين منطق ناچيز خود آبروي ما را برد، شيعه بوده و براي خراب كردن ما خود را سني معرفي نموده است.
يزدان[22 مرداد 1387]
چون کتاب هاي با ارجاع به منابع معتبر اهل سنت و نه سايت ها مطلب خود را بيان مي کنند. کاري که اهل سنت هرگز نمي توانند بکنند. آيا کتاب صحيح بخاري کتاب معتبر است يا سايت است. در کمتاب هاي اهل سنت از زبان پيامبر (ص) نوشته به زودي فاطمه (س) را مقتول مي بينم در صورتي که جنينش سقط شده است و يا در صحيح بخاري نوشته اکثر صحابه پس از من مرتد مي شوند. خدا را شاهد بگيريد. اين ها بيان گر چيست؟!
يزدان[22 مرداد 1387]
اما در مورد فيلتر. ما در نمايشگاه بين المللي کتاب غرفه هاي متعدد به ناشرين اهل سنت اختصاص داديم. آيا کشورهاي عربي چنين جرپاي کرده اند که به ما اجازه فروش کتاب در کشور خود بدهند؟! ما گفتيم شما هر کتابي که مي خواهيد ما در کشور خود به معرض نمايش مي گذاريم و شما تنها کتاب الغدير ما را در کشور خود در معرض نمايش بگذاريد و زير با نرفتند.
يزدان[22 مرداد 1387]
اما اصل خبر را از آدرس زير دريافت كنيد:
http://www.valiasraj.com/fa/page.php?bankkhabar&id144
و اما متن و فايل صوتي مناظره را نيز كه تنها در سايت هاي شيعه مي توانيد بيابيد از آدرس زير بگيريد:
http://www.valiasraj.com/fa/list.php?bankmonazerat
در اين آدرس فايل و متن ساير مناظران آقاي قزويني موجود است. بخوانيد و بدون تعصب قضاوت كنيد.
يزدان[22 مرداد 1387]
شما اگر نگاه كنيد مي بينييد كه سايت هاي اهل سنت متن كتاب را براي دانلود گذاشته اند. اما هيچ يك فايل صوتي و يا متن مناظره را نگذاشته اند. از آن ها بخواهيد فايل آن را نيز به شما بدهند.
يزدان[22 مرداد 1387]
الغامدي از اين قضيه اظهار بي اطلاعي مي كند و به آيت الله قزويني قول مي دهد كه در چاپ بعد دستور دهد آن را اصلاح كنند و همچنين اين جمله را اضافه كنند: «از استاد ابو مهدي (كنيه آيت الله قزويني) بابت تحريف برخي قسمت هاي مناظره عذر مي خواهم.»
يزدان[22 مرداد 1387]
ايشان پس از اين قضيه چون مناظره مانند مناظره اخير ظاهرا تلويزيوني نبوده اقدام به نوشتن كتابي با نام سخني آرام با آيت الله قزويني مي كند و در آن فقرات اصلي مناقصه را تحريف مي نمايد. آيت الله قزويني با شخصي كه ظاهرا واسط بين اين دو نفر و برگزار كننده مناظره بوده مساله را در ميان مي گذارد و با هم به سراغ الغامدي مي روند.
يزدان[22 مرداد 1387]
و اما در مورد آقاي مسعود. دوست عزيز خواهشي که از شما برادر مسلمان دارم اين است که ابتدا تحقيق کنيد و بعد حرف بزنيد. اولا حمدان الغامدي و نه احمد الغامدي. ثانيا ايشان مناظره“اي با آقاي قزويني داشت كه در آن تنها كمي بهتر از آقاي مرادزهي توانست عمل كند. صوت مناظره اكنون موجود است. مي“توانيد گوش كنيد و خود قضاوت نماييد.
يزدان[22 مرداد 1387]
و نيز منزلت علي نسبت به من همانند منزلت من نسبت به پروردگارم مي“باشد. (محمد بن احمد الذهبي ميزان الاعتدال في نقد الرجال ج 3 ص 540؛ الكشف الحثيث عمن رمي بوضع الحديث برهان الدين الحلبي ص 229؛ احمد ابن حجر العسقلاني لسان الميزان ج 5 ص 161)
يزدان[22 مرداد 1387]
و نيز «تو براي من در مقام و منزلت هارون از موسي هستي جز اينکه بعد از من پيغمبري نخواهد بود.» (أحمد بن حنبل فضائل الصحابة ص 13 و 14؛ مسلم بن الحجاج القشيري صحيح المسلم ج 7 ص 120 و 121؛ أبو عيسي محمد بن السلمي الترمذي سنن الترمذي ج 5 ص 302 تا 304)
يزدان[22 مرداد 1387]
پيامبر (ص) در مورد اميرالمومنين (ع) فرمود: «امام المتقين و سيد المسلمين و قائد الغر المحجلين الي جنات النعيم». (ابن اثير اسد الغابة ج 1 ص 69 و ج 3 ص 116؛ سليمان بن احمد الطبراني المعجم الصغير ج 2 ص 88)
يزدان[22 مرداد 1387]
و در مورد حضرت علي (ع) ابن ابي الحديد مي“نويسد: «الحمد لله الذي قدم المفضول علي الافضل» و منظور وي از مفضول ساير خلفا و افضل حضرت علي (ع) است. (ابن ابي الحديد شرح نهج البلاغه مقدمه)
يزدان[22 مرداد 1387]
و اما احاديثي از اهل سنت در اين مساله. مناوي نقل مي“کند که فاطمه زهرا از خلفاي اربعه به اتفاق علماي اهل سنت افضل بوده است. (عبدالرئوف المناوي فيض القدير في شرح الجامع الصغير ج 4 ص 556)
يزدان[22 مرداد 1387]
در پاسخ به اقاي حسين اولا بايد گفت که امام ابوحنيفه تنها فقه اهل سنت را مشخص مي کند و نه اعتقادات آن ها را. ايشان فقيه بوده و نه عالم علم حديث يا محدث. آن چه به آن در اهل سنت مي توان استناد کرد کتب حديث مانند صحاح و کتب ساير دانشمندان کلامي و اعتقادي است.
مسعود[22 مرداد 1387]
بهتر است کتاب گفتگويي آرام با دکتر قزويني که مناظره دکتر احمد الغامدي با ايشان است را بخوانيد و ببينيد که چگونه عالم دانشمندتان کم آورده است. البته به شما حق مي دهم کم خودتان را هميشه بزرگ جلوه دهيد. خيلي خوب اصول مبارزه گفتماني را رعايت مي کنيد:
خوب خودتان را بزرگ جلوه دهيد
خوب رقيب را کوچک جلوه دهيد
بد خود را کوچک جلوه دهيد
بد رقيب را بزرگ جلوه دهيد.
اگر گوش شنواي حق داشتيد ارجاعات بي اساس به سايت هاي اهل سنت نمي داديد و انها را فيلتر نمي کرديد تا با عقايد باطلتان يکه تاز باشيد.
احمد[22 مرداد 1387]
از آنجاپي که در تهران بر روي شبکه سلام پارازيت مي اندازند لطفا اين مباحث را مشروحتر در سايت بگذاريد. ضمنا يک مشکل که در اين مباحث است اظهار نظر يک طرف درباره عقايد طرف ديگر که آنطرف آنرا قبول ندارد.
مثلا اخيرا يک کتاب فارسي در مکه به حاجي ها داده بودند که در همان صفحه اول نوشته بود شما شيعيان عقيده داريد عمر کافر بوده است در صورتيکه ما چنين عقيده اي نداريم. در متن بالا هم از اين موارد زياد است. بهتر است هر مطلبي را که طرف مقابل قبول ندارد براي هميشه دور ريخته شود. فکر کنم در نهايت چيزي براي اختلاف باقي نميماند.
محمد[21 مرداد 1387]
خود آقاي قزويني هم براي نام بردن خلفا از واژه جناب استفاده مي کردند. همه اعتقادات را در مناظره نمي توان وارد کرد. اگر چنين بود خود اميرالمومنين هم سکوت نمي کرد و طرح دوستي ظاهري با خلفا نمي ريخت. ما پيرو ايشان هستيم نه احساس خود.
محمد[21 مرداد 1387]
آقاي محمدرضا بلبل پور با تشکر از نظر شما. بايد دقت کرد که براي اثبات يک مطلب براي اهل سنت تنها بايد به منابع خودشان احتجاج کرد. اسرار آل محمد (ص) که فرموديد براي آن ها معتبر نيست و در مناظره نمي توان به آن استناد نمود.
[20 مرداد 1387]
شما خجالت نمۜ کشۜد!؟؟
چرا براۜ نام ابوبکر از واژه ۜ "جناب ابوبكر" استفاده کردۜد!!!؟؟؟
احترام به اهل سنت به معنۜ احترام گذاشتن به قاتل حضرت زهرا و غاصب حق امۜرالمومنۜن نۜست.
حسين[20 مرداد 1387]
در مورد مطلب شماره ۱۷ شما عرض کنم که اهل سنت بالاتفاق شيخين رضي الله عنهما را از حضرت علي رضي الله عنه بر تر مي دانند. امام ابوحنيفه رحمه الله علامت اهل سنت را: فضيلت الشيخين و حب الختنين بيان مي دانند/ لطفا تحقيقي صحبت کنيد
هۜئت ائمه بقۜع علۜهم السلام[20 مرداد 1387]
با تشکر
عجب مناظره اي بود.روي دشمنان زهرا س سياه وقلب عاشقان سفيد
لطفا کامل مناظره را بنويسيسد
يا علي مدد.
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
. |
|
صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما |