Shia-Online.ir .: حجاب دستمايه بازي‌هاي سياسي
 
صفحه اصلی | آرشیو | جستجوی پیشرفته | تماس با ما | درباره ما | RSS2.0
20 بهمن 1388 | Tuesday, February 09, 2010
اخاذي مرد رمال با فيلم غيراخلاقي

انتشار كتاب موهن به امام علي(ع)

شورش دختران مکه برای جمع آوری موبايل

کاريکاتور: فرآیند تغییر حجاب زنان وهابی

فیصل: دست دادم اما به رسمیت نشناختم!

دیدار ضدانقلاب با شیمون پرز

كشته شدن يك زنداني در زندان سعودي

آموزش رقص در باشگاه های ورزشی بانوان

اشغال شمال اسرائيل توسط حزب الله

برخورد با شيعيان به بهانه خرافات!

نصب دوربين‌ در مساجد مصر

حذف گوشت غیر حلال در فرانسه

خصوصیت رباینده امام موسی صدر

عکس: گذرنامه یک زن طالبانی

رسوایی جنسی در کلیسای کاتولیک آلمان


به نظر شما وهابيت که تبليغات گسترده اي در تهران آغاز کرده خواهد توانست براي خود نيرو جذب کند؟
بله
خير

حضرت امام خمینی (ره): می گویند مغزها فرار کردند، بگذار فرار کنند، جهنم که فرار کردند، مغزهای علمی که نبودند، این مغزها مغزهای خیانتکار بودند.. (صحیفه نور)
تعداد بازدید : 5319

نبود وحدت نظر و رويه باعث شده است كه مسئله حجاب تابع سليقه باشد... برخوردهاي فيزيكي، دفعي و انتظامي اين مشكل را دارد كه قبح مسئله مي‌ريزد و حرمتي كه براي نيروي انتظامي در جامعه وجود دارد، خدشه‌دار مي‌شود.

زهرا شجاعي جزء نخستين زناني است كه با روي كار آمدن دولت اصلاحات و با تشكيل مركز مشاركت امور زنان در نهاد رياست جمهوري، به عنوان اوليم مشاور زن رئيس جمهوري، در كابينه خاتمي حضور يافت.


وقتي تصميم گرفتيم با وي درباره موضوع حجاب به صحبت بنشينيم، با انتقاد از ديدگاهي كه درباره آن وجود دارد، تاكيد مي‌كند كه بعد از پيروزي انقلاب درباره حجاب، هيچ گاه وحدت رويه‌اي وجود نداشته است و علت آن هم، به دخالت سياست در اين گونه امور باز مي‌گردد...


* از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون، مسئله پوشش زنان دچار فراز و فرودهاي فراوان بوده است. در بعضي مقاطع سخت‌گيري‌ها زياد اما پس از مدتي دوباره رها مي‌شده است. چرا در اين زمينه تا به حال، به روندي ثابت نرسيده‌ايم؟


شما مي‌دانيد كه در دوران پيروزي انقلاب اسلامي زنان مسلمان و يا حتي غير مسلماني بودند كه با هدف تحقق يك حكومت انساني، اسلامي و مردمي با رژيم ستم شاهي مبارزه مي‌كردند. بنابراين در جريان اين مبارزه حضور زنان مبارزي را مي‌ديديم كه برخي از آنها حجاب اسلامي نداشتند؛ چنانكه اخيراً صدا و سيما بعضي از اين صحنه‌ها را نشان مي‌دهد. بعد از پيروزي انقلاب هم تا يك سالي حجاب به عنوان يك قانون اسلامي از سوي مسئولان كشور اعلام نشده بود. اما تحت تاثير تلاش‌هاي مبلغان مذهبي، مصلحان سياسي و روشنفكران ديني مثل دكتر شريعتي و شهيد مطهري به تدريج موج گرايش به حجاب در كشور افزايش پيدا كرد. وقتي در سال 56 در دانشگاه تهران يك طرح تحقيقاتي در مورد تعداد افراد چادري و با حجاب اجرا مي‌شد، در ادامه اعتراض سياسي- مذهبي از سوي گروه‌هاي مختلف، همه دختران مبارز آن روز با چادر به دانشگاه آمدند. همه گروه‌ها حتي ماركسيست‌ها با اين حركت‌شان مي‌خواستند به رژيم واكنش نشان دهند و به تدريج هم اين نماد باقي ماند. در سال 54 كه من به دانشگاه رفتم و در رشته علوم سياسي دانشگاه تهران به تحصيل مشغول  شدم، شايد فقط 2 يا 3 خانم، چادری بودند اما در سال 56 افراد با حجاب و حتي چادري در دانشگاه موج مي‌زد. جريان گرايش به حجاب يك جريان فكري بود كه به نوعي با جريان‌هاي سياسي هم آميخته شده بود و به نوعي مبارزه با رژيم محسوب مي‌شد. بعد از پيروزي انقلاب، براساس خواسته بيشتر مردم دستور العملي عمومي براي همه جامعه صادر شد.


از آن سال‌ها تاكنون ما فراز و فرودهاي زيادي داشته ايم؛ گاهي سياست‌هاي كاملاً انقباضي و دستور العمل‌هاي تندي صادر شده و گاهي هم فضا بازتر بوده است. در بحث حداقل‌هاي حجاب متاسفانه ما هيچ وقت به يك وحدت رويه نرسيده‌ايم. در مورد سوال شما بايد بگويم كه ما در اين سال‌ها در خصوص حجاب هيچ وقت يك سياست واحد هماهنگ مشخصي را نه در برخورد با اين مسئله و نه در ترويج و توسعه و تبليغ آن نداشته‌ايم. شما مي‌دانيد كه در محيط‌هاي مختلف عمومي- مثل بيمارستان‌ها و دانشگاه‌ها- ما سياست‌ واحدي نداريم. يعني يك خانم در گذشته ممكن بود به خاطر ظاهرش حتي در ورودي به يك اداره با مشكل رو به رو شود ولي با همان ظاهر در يك اداره ديگر استخدام شود.


* چرا بعد از گذشت تقريباً سه دهه از انقلاب هنوز هم فقدان اين وحدت رويه احساس مي‌شود؟


يكي از دلايلش سلايق و ديدگاه‌هاي گوناگوني است كه در اين باره وجود دارد و موجب شده متاسفانه مسئله حجاب همواره دستخوش مسائل سياسي باشد. زماني مطرح مي‌شود كه ]برخی[ زنان ما بدترين زنان هستند و به قولي كه امروز هم گفته مي‌شود به «مانكن‌هاي خياباني» تبديل شده‌اند و بعد در آستانه انتخابات به خاطر اهداف سياسي به بهترين و پاكدامن‌ترين زنان تبديل مي‌شوند. متاسفانه مسئله حجاب همواره دستمايه سياست بازان بوده است؛ گاهي براي تخريب و ايجاد واكنش‌هايي عليه يك دولت و گاهي هم براي جلب آراء.


به هر حال به اعتقاد من، بايد اول تعريف كنيم كه آيا حجاب امري خصوصي است يا يك مسئله عمومي. آيا حجاب مثل ساير واجبات ديني ماست كه اگر كسي انجام نداد حكومت حق دخالت داشته باشد يا نه؟ ما براساس قانوني كه خواسته مردم و مصوبه مجلس بوده، حجاب را از حد يك واجب ديني به يك حق اجتماعي تبديل كرده‌ايم. بعد از آن بايد پاسخ دهيم كه مسئوليت حجاب زنان به عهده كدام دستگاه است.


* مسئله حجاب در زمان پيامبر(ص) و ائمه(ع) يك واجب ديني بوده يا يك حق اجتماعي؟


اين قانون در زمان پيامبر(ص) و ائمه(ع) ضرورتي ديني مطرح شده بود و حكم حجاب و حد و مرز آن مشخص بود ‌اما حكومت وظيفه مجازات زن بي‌حجاب را براي خودش تعريف نكرده بود؛ در حالي كه مثلاً تظاهر به روزه خواري در جمع مجازات داشت. در زمان حكومت پيامبر(ص) و حضرت امير(ع) براي اجراي واجباتي كه جنبه شخصي داشت، دخالتي صورت نمي گرفت. البته اين مطلبي كه عرض مي‌كنم به استناد برخي روايات است. روايت داريم كه حضرت رسول با مردي از كوچه‌اي عبور مي‌كردند. زني بي‌حجاب از آن سوي كوچه رد مي‌شد. اين مرد برگشت و با نگاهش اين زن را دنبال كرد. پيامبر(ص) به آن مرد تذكر دادند كه اگر از خدا نمي‌ترسيدم، چشمهايت را بيرون مي‌آوردم. توجه كنيد كه نگفتند آن زن را بگيريد و مواخذه‌اش كنيد. به هر حال در زمان پيامبر(ص) اين امكان  براي زن‌ها وجود داشته است كه بي‌حجاب در جامعه باشند.


* چرا در جامعه ما يك واجب ديني به حق اجتماعي تبديل شده است؟


در هر صورت جامعه ما پذيرفته است كه به منظور حفظ امنيت اجتماعي و رعايت شئونات اسلامي، زنان طي يك قرارداد اجتماعي ملزم به حفظ حجاب اسلامي باشند. اين قاعده طبق خواسته بيشتر مردم و براساس مصوّبات مجلس وضع شده و بايد محترم شمرده و رعايت شود. قرار شد زنان ما حتي اگر مسلمان نيستند يا حجاب را قبول ندارند باز هم به رعايت اين قانون ملزم شوند، اما ديگر به مرز مشخص، تعريف شده و پذيرفته شده‌اي براي عموم نرسيديم. نبود وحدت نظر و رويه باعث شده است كه مسئله حجاب تابع سليقه باشد. مثلاً در برخي بيمارستان‌ها يا مثلاً اداره اماكن، حتماً بايد چادر داشته باشيد، يعني حتي يك فرد محجبه مانتويي هم در آنجا پذيرفته نمي‌شود.


* فكر نمي كنيد فقدان وحدت رويه در مسئولان شايد تا حدودي به خاطر وجود سليقه‌هاي كاملاً متفاوت در متن جامعه باشد؟


پس از اينكه ما قانون حجاب را وضع كرديم، بايد اقدامات فرهنگي را كه زمينه ساز اجزاي قانون است صورت مي‌داديم اما اين اقدامات انجام نشده است. شما ببينيد مثلاً وقتي نيروي انتظامي قرار است قانون كمربند بستن را اجرايي كند، چقدر زمينه سازي مي‌شود. در عوض براي كارهاي فرهنگي و بستر سازي براي گسترش حجاب ما اتفاقاً تبليغات منفي هم انجام داده‌ايم. صدا و سيما، سينما و حتي گاهي دستگاه‌هاي حكومتي تبليغ منفي كرده‌اند. من به ياد دارم چند سال پيش وقتي قرار بود دو دختر منافقي كه در اصفهان يك كشيش مسيحي را كشته بودند در برابر دوربين ظاهر شوند و اعتراف كنند، اينها را به پوشيدن چادر مجبور كرده بودند. شما فكر مي‌كنيد اگر ميليون‌ها دلار هزينه مي‌شد تا ذهنيت جوانان ما نسبت به چادر منفي شود بيش از اين اثر مي‌كرد؟


يعني تا به حال نه تنها كار مثبتي انجام نداده‌ايم بلكه در برخي موارد فعاليت‌مان تخريبي هم بوده است. تا به حال چندين بار طرح مبارزه با بدحجابي با اسامي مختلف در جامعه اجرا شده است؛ من حداقل 5 مورد آن را به ياد دارم، هر زماني كه فشارها از سوي گروه‌هاي با نفوذ و مرجع در جامعه بالا مي‌گرفته، اجراي چنين طرح‌هايي هم به يكباره آغاز مي‌شده است.


اجراي اين طرح‌ها هم كارشناسانه و دقيق نبود. من به ياد دارم زماني كه آقاي نوري در سال‌هاي 70 يا 71 وزير كشور بود، چنين طرحي در حال اجرا بود. آن زمان من رئيس شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان بودم و در جلسه‌اي با عنوان كميسيون فرهنگي مبارزه با مفاسد اجتماعي، شركت داشتم. آن زمان مانتوي بلند مد شده بود و مسئولان اجرا در آن جلسه گزارش دادند كه جلوي پارك ملت، پايين مانتوي خانم‌هايي را كه مانتوي بلند پوشيده بودند، قيچي كردند. وزير كشور از آن حركت خيلي عصباني شدند چون اصلاً حجاب بلند حجابش بهتر است و لزومي نداشت چنين حركتي صورت بگيرد. بعد آقايان گفتند كه چون مد بوده برخورد كرده‌اند؛ يعني در مقطعي معيار ما اصلاً مسئله دستور‌هاي اسلامي نبوده است. برخوردهاي فيزيكي، دفعي و انتظامي اين مشكل را دارد كه قبح مسئله مي‌ريزد و حرمتي كه براي نيروي انتظامي در جامعه وجود دارد، خدشه‌دار مي‌شود. برخوردهايي كه در مقاطع گوناگون صورت گرفته، در برخي موارد خشن و به دور از احترام بوده است. اين برخوردها گاه حتي يكنواخت هم نبوده، به عنوان مثال در شمال شهر با برخي پوشش‌ها مدارا مي‌شده اما با همان پوشش در قسمت ديگري از شهر برخورد مي‌كرده‌اند. سياستي موفق خواهد بود كه پايدار باشد. اين سياست به اصطلاح «شل كن، سفت كن» كار را به عقب خواهد برد.


* اگر زني پوشش اسلامي را رعايت نكند فاسد است؟


من اخيراً با يكي از دخترهاي به اصطلاح بدحجاب كه قبلاً حجاب مناسبي داشت، مفصل صحبت كرده‌ام. در گپي دوستانه، ايشان صراحتاً به من گفت كه صرفاً مي خواسته از دوستانش كم نياورد. ما بايد توجه داشته باشيم خيلي از كساني كه به اين قاعده عمل نمي‌كنند، اصلاً آدم‌هاي بدي نيستند. يعني ما نمي‌توانيم انگيزه ذهني افراد بدحجاب را يكسان فرض كنيم و نبايد براي همه حكم يكساني وضع شود. نيروي انتظامي اعلام مي كند اينها مانكن‌هاي خياباني‌اند يا مثلاً در تريبون مقدسي بيان مي شود اينها زنان فاسدي‌اند، به نظر من جنبه تخريبي دارد. البته ممكن است در بين آنها برخي افراد غرض‌داري هم باشند اما تفاوت‌هاي بسيار زيادي بين اين افراد است برخی خود را به خواندن نماز خواني  مقيّد مي‌دانند، حتي در مراسم اعتكاف، شاهد حضور دختران جواني هستيم كه شايد به لحاظ پوشش ظاهري مورد تاييد نباشد. به هر حال نمي‌توان حكم كلي داد؛ برخي، بد حجابي را نوعي ابراز وجود مي‌داند، عده‌اي از اين طريق اعتراض مي‌كنند، عده كمي هم البته ممكن است هدف‌هاي سوء فرهنگي داشته باشند.


* به هر حال ما قانوني براي رعايت حجاب اسلامي زنان داريم. اگر كارهاي فرهنگي انجام شد اما باز هم عده‌اي به هر دليلي به آن تن ندادند تكليف چيست؟


قطعاً مجازات و يا اعمال شيوه‌هايي براي پياده كردن قانون لازم است. من منكر تذكر دادن يا برخورد نيستم اما معتقدم كه اين آخرين مرحله است برخورد زماني جواب مي‌دهد كه ما وحدت رويه داشته باشيم و به لحاظ كار فرهنگي قوي عمل كنيم. در اين صورت قطعاً تعداد كمي از زنان باقي مي‌مانند كه آن افراد را هم مي‌توان با سياست‌هاي محدود كننده برخورد کرد.


در زمان شاه کارهایی براي مبارزه با حجاب انجام مي شد واقعاً اثر داشت. اولاً با روش‌هاي گوناگون تبليغي مثلاً در سينما و تلويزيون نقش‌هاي منفي به زنان با حجاب داده مي‌شد. يا مثلاً نخستين پله برقي كه در فروشگاه فردوسي راه‌اندازي شد، به زنان چادري اجازه استفاده نمي دادند. البته نه با اين عنوان كه شما حجاب داريد؛ مي گفتند خطرناك است، ممكن است چادرتان گير كند و ما به فكر حفظ جان شماييم مثال ديگر اينكه مي‌گفتند براي گرفتن گواهينامه رانندگي ببايد عكس‌‌تان تمام رخ باشد و گوش‌هايتان ديده شود كه عملاً براي زنان با حجاب مقدور نبود.


به هر حال مي‌خواهم بگويم كه اگر كار فرهنگي صورت مي‌گرفت و عده كمي از زنان بدحجاب باقي مي‌ماندند، مي‌توانستيم با سياست‌هاي محدود كننده، آنها را كنترل كنيم. الان با برخي بي‌توجهي‌ها گروهي را به عصيان واداشته‌ايم. از سوي ديگر نياز به مطرح شده در جامعه در حدي طبيعي است. اگر براي بروز خلاقيت زنان عرصه‌هاي گوناگوني فراهم باشد، تعداد افرادي كه مي‌خواهند با ظاهرشان جلب توجه كنند؛ كم خواهد شد. اگر دقت كرده باشيد دختران رشته تربيت بدني حجابشان بهتر از ساير دانشجوهاي دختر است چون اينها در عرصه‌هاي ديگري خودشان را محك زده‌اند.


 


منبع: س‍پیده دانایی


ارسال: چهارشنبه06 شهریور 1387/ 22:21ب.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=2625

[04 آبان 1387]
مسولین باید بدانند در زمان قبل از انقلاب با وجود فراوانی وسایل عیاشی و هرزگی والدین توانستند جوانان انقلابی پرورش دهند اما اکنون به دلیل نداشتن وقت و زمان و پول جهت تربیت فرزندان این جوانان خود خود را تربیت میکنند و پدر و مادر نقش حمال (فراهم کننده )پول را ایفا مینمایند آیا مسولین میدانند قیمت یک روسری سنگین و یا یک چادر مناسب و کیف و کفش مناسب چند است نداشتن چادر و روسری مناسب بخشی از نداشته های پدران و مادران است والا خود مادر محجبه و پدر موقر هستند
ش.م[21 مهر 1387]

با سلام

به نظر من اگر از همان اول انقلاب حجاب رو آزاد مي گذاشتند مطمپنم اکثر خانم ها الان با حجاب بودند و اين مشکلات رو نداشتيم با زور نميشه خانم ها رو با حجاب کرد همانطور که رضاشاه با زور نتونست خانم ها رو بي حجاب کنه ....


ارسال نظر
نام
ایمیل
سایت/وبلاگ
* نظر
کد امنیتی  
 

   



















.

صفحه اصلی :: اخبار :: گفتگو :: مقالات :: تریبون آزاد :: آرشیو :: جستجوی پیشرفته :: تماس با ما :: درباره ما
تمامی حقوق برای شیعه آنلاین محفوظ است
  shia-online.ir © 2007 - All rights reserved
طرح و اجراء :
ارمغان داده پرداز