Shia-Online.ir - شیعه آنلاین
دعاي اهالي يک شهرستان براي شفاي يک مرجع
دیشب و ظهر امروز با حضور جمع کثیری از مردم دعای توسل و امروز نیز برای شفا و سلامتی حضرت آیت الله ملکوتی برگزار شد.
هدف از دانشنامه فاطمی احیای امر اهل بیت است
تدوین دانشنامه فاطمی اقدام مهمی بوده و امیدواریم با ترجمه آن به زبان‌های مختلف همه بتوانند از معارف بلند این بانوی بزرگ اسلام بهره ببرند.
کودتاي نرم در عربستان در حال رخ دادن است
چند روز پيش خبر برکنار شدن شاهزاده «بندر بن سلطان بن عبدالعزيز آل سعود» رئيس سازمان اطلاعات و امنيت سعودي در رسانه ها منتشر شد.
مراجع تقليد ناشناخته (3)؛
عالمي توانا در مهندسی فرهنگ شیعی
پیرایه زدایی از دین، تحقیق و ترمیم مشکلات علمی عالمان گذشته که موجبات رکود و خمودی جامعه اسلامی را همراه داشته و راه‌گشایی نسبت به آینده‌ای برتر برای انسان و جهان اسلام از ویژگی‌های مکتب یاد شده است.
حمله شديد يک مرجع تقليد به رژيم هاي عربي
سرنگون ساختن طاغوت ها و قدرت های ستمگر و خودکامه بدون تدوین قانون اساسی و وضع قوانینی که در برگیرنده حقوق همه اقشار باشد، کافی نیست.
حال حضرت آيت الله شيرازي همچنان وخيم است
حضرت آيت الله سيد "محمدباقر شيرازي" فرزند مرجع عاليقدر جهان تشيع، حضرت آيت الله سيد "عبدالله شيرازي" است که سال هاي سال در نجف أشرف اقامت داشته و تعداد زيادي از روحانيون و علما از شاگردان ايشان بوده اند.
مستندي براي شکست شيعيان در انتخابات عراق
اين مستند براي قانع کردن مخاطبان خود، بيشتر مصاحبه شوندگان را از استان هاي شيعي در عراق مانند بصره، نجف، کربلا، ديوانه، حله و غيره انتخاب کرده ...

سخنان مولوي عبدالحميد عليه جمهوري اسلامي!
ما تا الان براي حکومت و رهبري درد سر درست نکرده ايم، اما از اين به بعد مجبور مي شويم که حقوق خودمان را مطالبه کنيم!
تجمع طلاب نجف عليه دو مدعي مرجعيت
کسانی که ادعای مرجعیت دارند، در ابتدا باید اخلاق و کردار خود را درست کنند و بی ادب نباشند سپس وارد عرصه مرجعیت شیعه شوند، البته اگر لیاقت مرجعیت شیعه را داشته باشند.
دو مرجع تقليد به عيادت يک مرجع رفتند
اين ديدار پس از آن صورت گرفت که حضرت آيت الله نجفي بدليل وخامت حالش و گرفتگي برخي از رگ هاي قلبش، در بيمارستان بستري شده بود.
تصاوير تفنگ هاي الکترونيکي براي کشتن فلسطينيان
به گفته اين رسانه هاي فلسطيني، اسرائيل در نقاط مرزي لبنان، اردن، سوريه و نوار غزه از اين نوع تفنگ هاي کنترل از راه دور نصب کرده اند.
تروريست ها "خورشت انسان" مي خورند
اين تروريست ها بر اساس فتواي صادر شده توسط "عبدالله المحيسني" مفتي سرشناس وهابي - تکفيري در عربستان، اقدام به تکه تکه کردن و پختن اعضاي بدن انسان مي کنند.
دیدار اعضای مؤسسه مطالعات صلح نروژ با يک مرجع
من برای شما که تمام امکانات خود را جهت صلح و آرامش جهان معطوف داشته اید، دعا می کنم و موفقیت شما را از خداوند بزرگ خواستارم.
اطلاعيه دوم حضرت آيت‌الله صافي درباره نبش قبر در قم
بديهي است اقدامات اشتباه روزهاي گذشته برخي مراکز شهري و دولتي در تخريب قبر، و با وجود آنکه موضوع انتقال قبر بنا به تصويب شوراي فرهنگ عمومي استان، به طور کلي منتفي شده بوده ...

واکنش حضرت آیت الله سبحانی به نبش قبر در قم
بسیاری از جوانان مسیحی به دلیل اینکه انجیل درستی در دست نیست و سخنان حضرت عیسی (ع) در اختیارشان نیست تنها به اسم مسیحی هستند و هیچگونه اطلاعاتی از مسیحیت ندارند.
آهنگ "شاهين نجفي" اين بار عليه امام حسين (ع)
گفتني است، چند روز پيش نيز برخي از رسانه ها از مرگ "شاهين نجفي" خبر داده بودند اما اين خبر از سوي اين منبع موثقي تأييد نشده بود.
روحانيون شيعه اي که اکنون در زندان آل سعود هستند
نيروهاي امنيتي آل سعود براي بازداشت او، به منزل شخصي اش در شهر مکه مکرمه حمله کردند. بازداشت وي در ماه مبارک رمضان و دقايقي قبل از زمان افطار رخ داد.
طالبان مانع ساخت مدرسه علميه شيعيان شدند
ما در سال 1388 براي ساخت اين مدرسه، حتي از آقاي "فهيم" معاون اول "حامد کرزاي" رئيس جمهور افغانستان رسما مجوز کتبي گرفتيم اما اين افراطيون به ما زور مي گويند.
کدام شهر اروپايي پيشتاز در رشد اسلام است؟!
به این ترتیب دین مبين اسلام در بیش از 50 درصد از مدارس ابتدایی شهر تدریس می شود و روز به روز بر تعداد مساجد افزوده می گردد.
انتقاد غير مستقيم از اظهارات آيت الله شبيري زنجاني
در این روز باید گریان باشیم و به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) تسلیت بگوییم و این مجلس را به خیابان ببریم. تظاهر برای خدا باید باشد و امروز تظاهر لازم است.
يک مسلمان وزير فرهنگ انگليس شد
این بانکدار برجسته مسلمان، متخصص در کمک به جمع‌آوری سرمایه در کشورهای در حال توسعه است و در این زمینه، فردی شناخته شده در جهان است.
يک سرباز اهل سنت به مذهب تشیع گرويد
این روزها در کنار خانواده و دوستان زندگی می‌کنم و همه آشنایان از تصمیم بنده خبر دارند و رفتارشان نسبت به من تغییر نکرده و با احترام با من برخورد می ‌کنند.
حوثی ها پنج مرزبان سعودي را کشتند
برای عربستان مشخص است که ایران از حوثی ها حمایت می کند. ما می دانیم که ایران می خواهد با این کار نشان دهد که قابلیت حمله به مرزهای عربستان را دارد.
تصاوير تجمع روحانيون و طلاب مقابل محل نبش قبر قم!
این مزار مربوط به علامه حکیم، متکلم، محدث و فقیه «میرزا حسن کاشفی» پسر أسوه الحکما، علامه «عبد الرزاق لاهیجی» صاحب کتاب "شوارق" و مادرش دختر «صدرالمتالهین ملاصدرا» صاحب "أسفار أربعه" است.
تلاش مولوي عبدالحميد براي گرفتن امتياز
شنيده ها حاکي از آن است که مولوي «عبدالحميد اسماعيل زهي» امام جمعه مسجد مکي زاهدان قصد دارد در اين سفر مذاکرات مهمي را با رئيس جمهور ايران انجام دهد و مطالباتي را مطرح کند که جاي بسي تأمل دارد.
حمله به دفتر حضرت آيت الله سيستاني در بحرين
مجلس علمای اسلامي بحرین در واکنش به اين اقدام نيروهاي آل خليفه، بيانيه اي شديد اللحن صادر کرد و اين اقدام را مورد انتقاد قرار داد.
واکنش حضرت آيت‌الله صافي گلپايگاني به نبش قبر در قم!
تعدادي از نيروهاي شهرداري قم به بهانه زيبا سازي شهر، قبر يکي از علماي سرشناس و تاريخي جهان تشيع را که در نزديکي حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه عليه السلام و مقابل ...
اعترافي درباره حمايت انگليس از "یاسر الحبیب"
دلیل بازرسی نیروهای امنیتی دلیل این بوده که قرار است "یاسر الحبیب" کلیسایی به قیمت 1.2 میلیون پوند خریداری کند و آن را به صورت رسمی مقری برای شبکه "فدک" تبديل نمايد.
استيضاح نخست وزير کويت بدليل کمک مالي به شيعيان
در حالي قرار است اين کمک مالي به شيعيان کويت شود که دولت کويت بدليل توانايي مالي بالا،‌ نه تنها از شيعيان بلکه از گروه ها و قشرهاي مختلف اين کشور حمايت و پشتيباني مي کند.
حاج «محسن فيضي» درگذشت + تکميل
در همان زمان برخي گمانه زني ها مي رفت که توسط پيروان فرقه ضاله بهائيت ربوده شده است اما هيچگاه حقيقت آن ماجرا کشف نشد.
تخريب قبر يک عالم توسط شهرداري قم!
متأسفانه کارگران شهرداري همچنان مشغول کار هستند لذا جا دارد هر چه سریع تر جلوي اين اقدام آنان که هتک حرمت به شمار مي رود، گرفته شود.
داعش: براي سومين بار فرات را بر شيعيان بستيم!
مرتبه ی اول صفین است، جد ما معاویه با همکاری دایی ما «عمروعاص» توانستند آب فرات را ببندند و در مرتبه ی دوم اجداد شامی ما توانستند آب را بر «حسین بن علی» ببندد و موفق شدند.

الاهرام: رفع تحریم ایران به نفع اعراب است

احتمال گروگان‌گیری قومیتی در موضوع دانایی‌فر

توصيه اي که حضرت آيت الله خامنه اي بر آن تأکيد دارد

آیت‌الله مکارم‌: ضعف اعتقادی جوانان خطرناک است

هاشمی: تکلیف خانم ها فقط خانه داری نیست

الظواهری: محمود عباس «خائن» است

افتتاح کتابخانه "بن لادن" در اسلام آباد

ادعای حضور یک ایرانی در میان عوامل انتحاری داعش!

افتخار تکفیری‌ها به اسارت یک کودک + عکس

احتمال توقف اعزام زائران ایرانی به عراق

واکنش آمریکا به برکناری «بندر بن سلطان»

افزایش اختلافات ترکی سعودی در سوریه

توصیه حضرت آیت‌الله‌ جوادی‌آملی به جامعه‌ پزشکی

آتن؛ تنها پایتخت اروپایی که مسجد ندارد

این دختران خود را در آزار جنسی مقصر می‌دانند

داعش: القاعده از مسیر جهاد منحرف شده

مغز چگونه تمرکز می‌کند؟

پاکستان در حال ورود به روند تقابل با ایران است

هشدار وفاق درباره اخراج نماینده حضرت آیت‌الله‌ سیستانی

رئیس جدید سازمان اطلاعات عربستان کیست؟

درخواست جدید ایران از وزیر حج عربستان

چرا راننده لبنانی به نویسنده زن سیلی زد؟

رایزنی ایران میزبان زنان تازه مسلمان فرانسوی

نگرانی آل‌سعود از سرنوشت سعودي پس از ملک عبدالله

قبر ارزان می شود

عجیب‌ترین قمر فرا خورشیدی

آیت الله نوری همدانی: بانک‌ها اسلامی نیستند

بازرسی از مدارس اسلامگرا در انگلیس

حضور بانوان مسیحی در حرم‌ معصومه (س)

از ارتباطات پنهان مولوی تا آزادی مرزبانان ایرانی

نظر حضرت آیت‌الله سیستانی درباره اختلاط اینترنتی

تلاش داعش براي حمله به ایران و تسلط بر شیعیان

اعدام یک سوری به علت تشیع + عکس

زندان "ابوغریب" بسته شد

8 کلید طلایی برای موفقیت در محیط کار

رونمایی از دانشنامه فاطمی(س) در قم

روحانی: ظلمی بالاتر از معرفی واژگون حق نیست

"بندر بن سلطان" برکنار شد

اظهارات بي سابقه آيت الله مصباح يزدي درباره فيلتر کردن

معرفی یک یار امام زمان(عج) توسط احمدی‌نژاد

پیروزی شخصیت شیعه در پارلمان اندونزی

ادعای رشوه پادشاه عربستان به آقازاده اردوغان

ترور یک معلم در راسک همزمان با سفر روحانی

ظریف: نقش‌آفرینی افراطی‌ها در بحران سوریه

دلایل تحریم هم‌جنس‌گرایی در اسلام

«ته دیگ» هیچ غذایی را نخورید!

احتمال تحقیق و تفحص از سازمان تبلیغات اسلامی

توصیه‌های «حقوق بشر اسلامی» به پارلمان اروپا

لغو محدودیت‌ بیمه‌ای فرزند چهارم

جزئیات دیدار حضرت آیت‌الله سیستانی و مقتدی صدر

یک شیعه حسابی و بهشتی کیست؟

افزايش‌ جرايم‌ اخلاقي در شبکه‌هاي‌ اجتماعي

خاطره رادان از جریمه شدن دختر محجبه اش

امشب مریخ را از نزدیک ببینید

مسجدالاقصی در محاصره نظامیان اسرائیل

تشديد سياست‌هاي افزايش جمعيت

کشته در تیراندازی در ۲ مرکز یهودیان آمریکا

نبش قبر یک کشیش توسط تروریست‌های سوریه

سندی از طرح تاسیس دولت یهودی در عربستان

نرخ نهایی حج تمتع اعلام شد

چند میلیون ایرانی بی‌سوادند؟

زایمان طبیعی رایگان می شود

وخامت حال شاه سعودی

آيت الله مصباح يزدي اعتراف کرد

فتوای حضرت آیت‌الله اردبیلی درباره پارازیت‌های ماهواره‌ای

درخواست آمریکا از تل آویو برای حمله به سوریه

حمله شیمیایی جدید در سوریه

پنج خطاب «قبر» پس از مرگ به انسان

حمله نظامیان صهیونیست به مسجد الاقصی

برای آزادی جمشید به حرم امام رضا (ع) دخیل بسته‎ام

به نظر شما روند فعلی سقوط رژیم های عربی ادامه خواهد یافت؟
بلی
خیر

















 
هاست
هاست امن لینوکس DDoS Protection
خرید اینترنتی بلیط هواپیما
فروش پروازهای چارتر
تفاوت
تفاوت به بیان تفاوت ها می پردازد
آموزش سیسکو
سایت جامع آموزش شبکه
پنل پیامک - الیت پیامک
سامانه ارسال و دریافت پیامک
پنل اس ام اس رایگان
سامانه پیامک رایگان
 
به نظر شما حمله به خانه حضرت زهرا (س) سياسي بوده است؟
حاج بهرام حقی دیزاز42اردبیل: تاریخ امانتدار فریاد هَل مِن ناصرینصُرنی حُسَین (ع) است مرد معصومی از تبار انبیاء اعظام که با از خود گذشتگی و جانفشانی خود بنا بر تقدیر و صلاح دید تکوینی حضرت حق تعالی باعث احیای دین جد بزرگوار خود گردید.... و با سلام ودرود محضرهمه آزاد مردان و پیروان راستین خط سرخ آزادگی وشرف ومرادانگی یعنی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) سبط اصغر حضرت رسول (ص) امثال آقا محمدها و آقا ابوالفضل ها و سایر حقیقت اند یشان که با اظهار نظرهای مثبت به دفاع از مبانی به حق وروشن اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام می پردازند خداو ند خیر دنیوی واخروی را شامل حال کسانی می نماید که با راستی آزمایی ایمان خود اصل حقیقت که صراط مستقیم و روشنگر انبیاء اعظام مخصوصاً خاتم انبیاء حضرت مُحّمد مُصطفی صلی اللهُ علیهِ والهِ وسلم را انتخاب و با شهامت تمام نشدنی به دفاع از تمامیت دین مبین واسلام ناب محمدی (ص) می پردازند واز فرافکنی و توجیهات بی پایه واساس منکران و لجبازان سیره آن حضرت واهل بیت مکرم ایشان که آیه شریفه مباهله و تطهیر و مسکین و ذکات و فداکاری و ازخود گذشتگی و وو.... درشان آن حضرات نازل شده هیچ سستی و خللی در ایمان استوار و خدا پسندانه خود بروز نمی دهند، احسنت برشماها که تبیین گران حقیقی وسربازان فدایی باقیمانده از دودمان حضرت رسول (ص) یعنی حضرت قائم آل محمد حجه ابن الحسن العسگری امام حاضر و ناظر مهدی موعود (عج) هستید که این بیت را بطور کامل درشان وعظمت امام همام آخر الزمانی خودمان درجواب برادر بزرگوار آقا محسن عرض نمودم مبنی براینکه گفته بودند شیعیان حدیث ساختگی درست کرده اند را جع به امامان از اهل بیت علیهم السلام ، فَاعتِبرو یا اُولاُ ابَصار لُعلُکم یَتّذکرُون .
عاشق سامرا: اولا در نهج البلاغه خطبه 202رابخوان به بگو امام علی (ع)درباره ی این موضوع سخنی نفرمودهدرضمن شما اهل سنت عمریست دارید از گمانتون پیروی میکنید احادیث راجع به هجوم رارد میکنید در رابطه با خلافت ابوبکر میگیید پیامبر (ص) فرموده اجماع کنید پس اگر پیامبر (ص) همچین دستوری داده چرا خلیفه ی دوم از این را انتخاب نشد واگر انتخاب وصی درست است چرا برای پیامبر همچین حقی قائل نیستید و جالب است خلیفه ی سوم را هم مثل خلیفه ی دوم انتخاب نکردید وباز امام علی (ع) را مثل خلیفه ی سوم انتخاب نکردید ووقتی امام علی (ع) مثل خلیفه ی اول برای خود وصی انتخاب کرد شما رد کردید من قست توهین ندارم ولی شما دارید از کسانی طبعیت میکنید(الاعلی (ع)) که بیشتر عمر خود را مشرک بودند
عاشق سامرا: اولا در نهج البلاغه خطبه 202رابخوان به بگو امام علی (ع)درباره ی این موضوع سخنی نفرمودهدرضمن شما اهل سنت عمریست دارید از گمانتون پیروی میکنید احادیث راجع به هجوم رارد میکنید در رابطه با خلافت ابوبکر میگیید پیامبر (ص) فرموده اجماع کنید پس اگر پیامبر (ص) همچین دستوری داده چرا خلیفه ی دوم از این را انتخاب نشد واگر انتخاب وصی درست است چرا برای پیامبر همچین حقی قائل نیستید و جالب است خلیفه ی سوم را هم مثل خلیفه ی دوم انتخاب نکردید وباز امام علی (ع) را مثل خلیفه ی سوم انتخاب نکردید ووقتی امام علی (ع) مثل خلیفه ی اول برای خود وصی انتخاب کرد شما رد کردید من قست توهین ندارم ولی شما دارید از کسانی طبعیت میکنید(الاعلی (ع)) که بیشتر عمر خود را مشرک بودند
عاشق سامرا: قضیه ی هجوم قضیه انکار ناپذیر است وابن هم گوشه ای از اسنادش:1امام جوینیفرائد السمطینج2ص34.35. 2 ابن ابی شیبهالمصنفج8ص572 . 3 ابن قتیبه دینوریالامامه والسیاسهابن قتیبه دینوری تحقیق الشیریج1ص30 . 4مسعودی شافعی اثبات الوصیه ص143. 5ابن عبد ربه العتدالفرید ابن عبد ربه ج3ص63طبع مصر. 6ابن عبد البر قرطبیالاستیعاب ابن عبد البر قرطبی ج3 ص972ابن ابی شیبه ج8 ص572 . 7ابو ولید محمد بن شحنه حنفی روضه المناظر فی اخبار الاوائل والاواخر ج11ص113
عاشق سامرا: یا علی (ع)
پاسخ اجمالی شیعه منصف به مطالب محسن : بهترین دلیل ما برای اصل امامت وجانشینی بلافصل ائمه هدی کتب اصول کافی (برادر قرآن ونهج البلاغه وبهار الانوار شریف وکتب اهل سنت مانند صحصحین است . ) غدیرخم را فراموش نکنید . دلیل عقلی هم گسترش شیعه در عصرحاضر درعین مخالفت های استکبار جهانی ودرخشش آن دربین ادیان مختلف است . آیه مباهله واکمال دین . آقای محسن ممنون ولی خودت کمی به سخنان محمد و ابوالفضل وسرباز فدایی امام عصر فکر کن انشاءالله هدایت برایت دور ازدسترس نیست حال به مطالب خودت بیشتر فکر کن !!( محسن : :1 آیا همسر از نظر عقلی و شرعی و عرفی از اهل بیت مرد نیست؟ آیا قرآن کریم به این امر گوشزد نکرده است که همسر موسی ؛ از اهل بیت او بوده، و زن ابراهیم ؛ اهل او بوده، و همسر عمران اهل او بوده است؟ بلکه همة مردانی که بوده‌اند و آنهایی که به دنیا خواهند آمد همسرانشان از اهل بیت آنها هستند، پس به چه دلیل همسران پیامبر ص جزو اهل بیت او قرار نمی‌گیرند؟ و گفته می‌شود که از اهل بیت نیستند. 2 آیا حدیث کساء (آل‌عبا) ارتباطی با بیرون کردن امهات المؤمنین از مفهوم آیه دارد؟ نهایت حدیث آل‌عبا این است که خویشاوندان پیامبر ص نیز از اهل بیت او محسوب می‌شوند. و آن دسته از خویشاوندانی که با او در یک خانه زندگی نمی‌کردند، جزو اهل بیت پیامبر ص قرار بگیرند. 3 آیا آیة تطهیر بر عصمت کسی دلالت می‌کند؟ اگر آیة تطهیر بر این امر دلالت کند، پیش از همه همسران پیامبر ص در اولویت قرار دارند، و این چیزی است که لغت، شریعت، عرف، عقل، سبب نزول و سیاق آیه بر آن دلالت دارند. اعتقاد به عصمت ائمه از ضروریات دینی و عقاید اساسی شیعة امامی است و مذهبشان بر پایة آن استوار است، پس چگونه درست است که چنین 1 عقیده‌ای اساسی بر پایة دلیلی باشد که آن دلیل تخمینی و احتمالی است؟ باید چنین عقیدة مهمی براساس دلایلی روشن و قطعی ارائه شود، و آیة تطهیر به صراحت بر عصمت ائمه دلالت نمی‌کند. 2 چرا میان امامان فرق گذاشته می‌شود، به حسن س که از اهل بیت است، چرا فرزندان او معصوم نیستند؟ 3 چرا عصمت تنها منحصر به یکی فرزندان حسین س است و سپس تنها در نسل آن یک فرزند ادامه دارد، با اینکه همه از فرزندان حسین س وابسته به خاندان اهل بیت هستند؛ اهل بیتی که بنا به اعتقاد شیعه آیة تطهیر دربارة آنها نازل شده است. امید است که خداوند ما را هدایت کند، و ما را در محل استقرار و امن خویش با پیامبر و آل بیت و اصحاب برگزیده‌اش گرد آورد، آمين. خلاصه بی‌گمان آیة تطهیر و ما قبل و ما بعد آن برای تعلیم و تربیت همسران پیامبر ص آمده تا آنها به مقام والایی که شایستة این پیامبر بزرگوار است ارتقاء یابند؛ پیامبری که خداوند خواسته خانه‌اش پاک شود و پلیدی از آن زدوده گردد. پس عصمت به این موضوع چه ربطی دارد؟ و این قضیه که هیچ ارتباطی با این موضوع ندارد. از کجا آمده است؟ راستی چرا اهل تشیع نصوص قرآنی را بر امری حمل می‌کنند که قابل حمل نیست؟! )باز هم میگئیم محسن جان تقکر کن در مطالب ارائه شده از سوی شیغیان برای سوالات خودت تفکر ، تعقل ، تدبر ، افلایعقلون ، اقلا یتدبرون ! خیال نکنی ما جواب نداریم متاسفانه سوالات تو یکی ودوتا نیست انشاءالله کم کم به همه شبهات جواب میدهیم .محمد را دست کم نگیر جواب دندان شکن را ازاو که امام عصر تاییدش فرماید انشاءالله خواهی گرفت . به حرفهای محمد دقت کن هدایتت نزدیک است
شیعه منصف با اقتباس از محسن ودرخواست جواب از اساتید: محسن: ) کلمة «اهل» در لغت اهل در لغت به معنی همسر مرد و کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند، می‌باشد. و خویشاوندان را نمی‌توان اهل گفت مگر به صورت مجازی، به دلیل اینکه «اهل» به طور کلی به همراهانی گفته می‌شود که همواره با او هستند، همان طور که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ﴾ (ص: 64) «اين يك واقعيت است گفتگوهاى خصمانه دوزخيان است!». و اهل آتش دوزخ کسانی هستند که در آتش دوزخ قرار دارند؛ چنان که خداوند می‌فرماید: ﴿لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾ (الحشر: 20) «هرگز دوزخيان و بهشتيان يكسان نيستند». و «اهل الکتاب» و «اهل الذکر» یعنی حاملان و یاران کتاب و «اهل المدینه» و «اهل القری» یعنی ساکنان شهر و کسانی که همواره با مدینه هستند و در آنجا زندگی می‌نمایید، همان گونه که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَجَآءَ أَهۡلُ ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡتَبۡشِرُونَ ٦٧﴾ (الحجر: 67) «(از سوى ديگر،) اهل شهر لوط (از ورود ميهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى كه شادمان بودند». و در جای دیگر می‌فرماید: ﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ﴾ (الأعراف: 96) «و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند». و همچنین «اهل البلد» به معنای اهل شهر است؛ چنان که خداوند می‌فرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾ (البقرة: 126) «پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را ـ آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند ـ از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!». همچنین هر کلمه‌ای که به «اهل» نسبت داده شود، مانند آیات زیر: ﴿فَلَبِثۡتَ سِنِينَ فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ﴾ (طه: 40) «پس از آن، ساليانى در ميان مردم «مدين؛ ماندگار شدى». ﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْ﴾ (الأحزاب: 13) «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست؛ به خانه‏هاى خود بازگرديد!». ﴿وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ﴾ (البقرة: 217) «ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن». ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا﴾ (الكهف: 71) «آن دو به راه افتادند؛ تا آن كه سوار كشتى شدند، (خضر) كشتى را سوراخ كرد. (موسى) گفت: آن را سوراخ كردى كه اهلش را غرق كنى؟! راستى كه چه كار بدى انجام دادى!». اهل کشتی یعنی کسانی که سوار بر کشتی هستند و کشتی آنها را در خود جای داده است. اهل بيت اهل هر خانه‌ای ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جای داده است؛ همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَا﴾ (النور: 27) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد». خواهر موسی به فرعون گفت: ﴿هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِ بَيۡتٖ يَكۡفُلُونَهُۥ لَكُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ نَٰصِحُونَ ١٢﴾ (القصص: 12) «آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!». اهل و خانواده مرد راغب اصفهانی می‌گوید: اهل مرد یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌نمایند، سپس این کلمه را تعمیم داده‌اند و به خویشاوندان هم اهل بیت گفته‌اند. پس اهل و اهل بیت مشخص یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند. در نصوص قرآنی اهل به همین معنی آمده است؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلۡنَا ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَۚ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٞ﴾ (هود: 40) «(به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) ـ مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) ـ و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!». و برادران یوسف ؛ گفتند: ﴿وَنَمِيرُ أَهۡلَنَا﴾ (يوسف: 65) «و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مى‏آوريم». ﴿مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا ٱلضُّرُّ ﴾ (يوسف: 88) «اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته». تنگدستی و زیان، ما و خانواده‌مان را فرا گرفته است، و یوسف ؛ گفت: ﴿وَأۡتُونِي بِأَهۡلِكُمۡ أَجۡمَعِينَ ٩٣﴾ (يوسف: 93) «و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!». اهل و خانوادة آنها، پدر یوسف و همسرِپدرش و برادرانش بودند همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَبَوَيۡهِ وَقَالَ ٱدۡخُلُواْ مِصۡرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ ٩٩ وَرَفَعَ أَبَوَيۡهِ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ وَخَرُّواْ لَهُۥ سُجَّدٗاۖ وَقَالَ يَٰٓأَبَتِ هَٰذَا تَأۡوِيلُ رُءۡيَٰيَ مِن قَبۡلُ قَدۡ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّٗا﴾ (يوسف: 99 ـ100) «و هنگامى كه بر يوسف ؛ وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه ان شاء الله در امن و امان خواهيد بود!». و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگى به تعظيم و اكرام براى آن دو به سجده (تعظيم نه عبادت) افتادند (چون سجده كردن براى تعظيم در شريعت يوسف ؛ جايز بود)؛ و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم». در همة این شواهد قرآنی می‌بینی که کلمة «اهل» فقط بر کسانی اطلاق می‌شود. که در یک خانه زندگی می‌کنند. به هیچ عنوان خویشاوندان اهل به شمار نمی‌آیند. زن از جملة اهل بیت و بلکه اولین عضو خانه است. بنابراین، به دلیل. 1 لغت، 2 شریعت، 3 عرف، 4 عقل، اهل مرد همسرش می‌باشد و بعد از اين دلائل ديگر دليلى و جود ندارد. 1 دليل لغت: راغب اصفهانی می‌گوید: وقتی می‌گویند: «اهل الرجل» یعنی زنش ... و «تأهل» یعنی ازدواج کرد. و از همین جاست آنچه می‌گویند که: أهلك الله في الجنه: یعنی خداوند در بهشت به تو زنی بدهد و در آن برایت اهل و خانواده‌ای قرار دهد که گرد هم آیید. و در مختارالصحاح رازی می‌گوید: (اهل الرجل) یعنی مرد ازدواج کرد و وارد خانه‌اش شد و در آن نشست و جای گرفت؟پس این هم دليل لغوى!
شیعه منصف با اقتباس از محسن ودرخواست جواب از اساتید: محسن: شبهاتی که اهل مخالف برای اثبات نظر خود آنها را دستاويز قرار داده‌اند 1 (شبهه اول و جواب آن) ضمیر مذکر در خطاب ایشان می‌گویند اگر منظور از این آیه همسران پیامبر می‌بودند خداوند به جای (عنکم) (یطهرکم)، (عنکن) و (یطهرکن) به صورت مونث می‌آورد. در جواب باید گفت: سبحان الله حتی مردم عامی به طور فطری می‌فهمند که در زبان عربی هر گاه به وسیلة ضمیر مذکر خطاب شود زن و مرد را شامل می‌گردد و اگر با صیغة مؤنث خطاب شود آن وقت منظور از آن فقط زنان خواهند بود. از این‌رو مرد به فرزندان پسر و دختر خود می‌گوید: بخورید و بخوانید و برای دختران، صیغة مؤنث جداگانه به کار نمی‌برد مگر آنکه همة فرزندان او دختر باشند یا مخاطبان فقط دختر باشند و پسری همراهشان نباشد. و گاهی هم مخاطبان همه زن‌اند اما با صیغة مذکر مورد خطاب قرار می‌گیرند. و قرآن چنین نازل شده است پس اینکه می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِۦ﴾ (آل عمران: 102) ای مؤمنان، از خداوند آن گونه که حقّ تقوای اوست بترسید»، همة زنان و مردان را شامل می‌شود. و آیة: ﴿إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ﴾ (البقرة: 277) «كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند»، همة زنان و مردان را در بر می‌گیرد. خداوند متعال در جای دیگر می‌فرماید: ﴿إِنَّ فِي خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّيۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓيَٰتٖ لِّأُوْلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠ ٱلَّذِينَ يَذۡكُرُونَ ٱللَّهَ...﴾ (آل عمران: 190191) «مسلما در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است. آن کسانی که خدا را یاد می‌کنند». و خطاب را با صیغة مذکر ادامه می‌دهد تا می‌فرماید: ﴿فَٱسۡتَجَابَ لَهُمۡ رَبُّهُمۡ أَنِّي لَآ أُضِيعُ عَمَلَ عَٰمِلٖ مِّنكُم﴾ (آل عمران: 195) «خداوند، درخواست آنها را پذيرفت؛ (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، ضايع نخواهم كرد». و همچنان با صیغة مذکر مومنان را مورد خطاب قرار می‌دهد و سپس مقصود را روشن می‌نماید و بعد از (منکم) می‌فرماید: ﴿مِّن ذَكَرٍ أَوۡ أُنثَىٰۖ بَعۡضُكُم مِّنۢ بَعۡضٖ﴾ (آل عمران: 195) «از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد؛ شما همنوعيد، و از جنس يكديگر!». سپس با صیغة مذکر ادامه می‌دهد: ﴿فَٱلَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخۡرِجُواْ مِن دِيَٰرِهِمۡ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي﴾ (آل عمران: 195) «آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند». از آنجا که در خانة پیامبر ص، پیامبر و همسرانش زندگی می‌کردند کلمات مذکور با صیغة مذکر آمده تا همه را در بر گیرد و آوردن آن با صیغة مؤنث ممکن نیست، چون اگر چنین باشد پیامبر مشمول حکم آیه قرار نمی‌گیرد. جالب اینجاست که آنها همسران پیامبر را به دلیل اینکه زن هستند از حکم آیه خارج می‌کنند و از طرف دیگر فاطمه ك را در حکم آیه قرار می‌دهند با اینکه او زن است! 2 (شبهه دوم و جواب آن) حدیث کساء مسلم در صحیح خود از عایشه ك روایت می‌کند که ایشان گفتند: پیامبر روزی به هنگام صبح بیرون آمد در حالی که چادری که از موی سیاه بافته شده بود بر او بود آنگاه حسن بن علی آمد و پیامبر او را زیر چادر خویش قرار داد. سپس حسین آمد او را نیز با خودش زیر عبا برد. آنگاه فاطمه آمد او را نیز زیر عبا برد. سپس علی آمد و او را هم با خود زیر چادر برد و آنگاه فرمود: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣﴾ (الأحزاب: 33) «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». در این حدیث آمده که پیامبر ص همسرش، ام سلمه را با آنها زیر عبا نبرد بلکه به او گفت: تو از اهل بیت من هستی و تو بر خیر و خوبی قرار دادی. و ما نمی‌دانیم که این حدیث به خارج کردن امهات المؤمنین از آیه چه ربطی دارد، نهایت آنچه این حدیث می‌رساند این است که پیامبر مجموعه‌ای از خویشاوندانش را که در خانه‌اش زندگی نمی‌کردند را در حکم آیه داخل کرده است، و به این معنی نیست که مفهوم آیه منحصر به آنهاست و دیگران را شامل نمی‌شود؛ چون شرط داخل شدن اینها بیرون رفتن بقیه نیست، و رحمت الهی همه چیز را فرا گرفته این رحمت و به خاطر آمدن کسی دیگر، برای کسی کم نمی‌گردد. اگر کسی با اشاره به چهار تن از دوستانش بگوید اینها دوستان من هستند به این معنی نیست که دیگر هیچ دوستی ندارد. و اگر کسی ده برادر داشته باشد و به سه تن از آنها اشاره کند و آنها را چنین معرفی نماید که اینها برادرانم هستند، سخن او به این معنی نیست که برادران دیگری ندارد مگر آنکه واقعاً برادران دیگری نداشته باشد. بنابراین قرینه‌ای که حدود معنی کلمة «أهل» را تعیین می‌نماید واقعیت امر است و خود کلمة «أهل» چیزی را نفی یا اثبات نمی‌نماید و اهل بیت پیامبر زیادند پس به چه دلیلی کلمة اهل بیت را منحصر به برخی از آنها می‌دانیم؟! چنین امری در قرآن زیاد آمده است مانند اینکه می‌فرماید: ﴿إِنَّ عِدَّةَ ٱلشُّهُورِ عِندَ ٱللَّهِ ٱثۡنَا عَشَرَ شَهۡرٗا فِي كِتَٰبِ ٱللَّهِ يَوۡمَ خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ مِنۡهَآ أَرۡبَعَةٌ حُرُمٞۚ ذَٰلِكَ ٱلدِّينُ ٱلۡقَيِّمُ﴾ (التوبة: 36) «تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است؛ كه چهار ماه از آن، ماه حرام است؛ (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد). اين، آيين ثابت و پابرجاى (الهى) است!» و دین تنها به بیان تعداد ماه‌ها و اینکه چهار ماه از آن ماه‌ها حرام هستند، منحصر نیست. و گفتة پیامبر ص که فرمود: «اینها از اهل بیت من هستند»، نیز چنین است. اگر فرمودة پیامبر مانع از دخول دیگران در زمرة چهار نفری بشود که پیامبر فرمود از اهل بیت من هستند، پس چگونه نُه نفر دیگر از ائمه که در آن وقت اصلاً وجود نداشتند در زمرة اهل بیت قرار داده‌اند؟! اگر بگویند دلایلی برای اثبات این مدعا است، در جواب گوییم: همة دلایل بر این امر دلالت می‌کنند که همسران پیامبر ص اهل بیت ویژة پیامبر هستند. باید دانست دلایلی که اهل تشیع در این زمینه ارائه داده‌اند، هیچ کدام از قرآن نیست، بلکه همگی از جملة روایاتی است که خودشان آن را جعل کرده‌اند. حديث کساء دليلی برای اثبات نظر ما، اهل سنت است و نمی‌تواند دليل اهل مخالف باشد! علاوه بر آنچه گفته شد باید بگوییم با دقت در این مساله معلوم می‌شود که حدیث کساء دلیلی برای اثبات نظر ما، اهل سنت است و نمی‌تواند ادعای اهل تشیع را مبنی بر عصمت ائمه اثبات کند؛ چون این حدیث قرینة واضح و روشنی است بر اینکه منظور از آیه همسران پیامبر هستند. چون اگر آیه در خصوص اصحاب عبا نازل می‌شد دعای پیامبر ص برای آنها معنی نداشت، و در آن صورت انگیزة آن، چه می‌توانست باشد با اینکه بدون دعای او از همان اساس قطعی و مسلم گردیده است؟! پس پیامبر ص در دعای خویش از خداوند می‌خواهد که با لطف و رحمت بیکران خویش کسانی را که پیامبر ص برایشان دعا کرده، مشمول حکم آیه قرار دهد، چون می‌داند که آیة خطاب به همسران او نازل شده است. و اگر پیامبر ص به طور قطعی می‌دانست که آل‌عبا مشمول حکم آیه است، هرگز برایشان دعا نمی‌کرد. آمدن يک کلمه با صيغة عام در حالی که منظور از آن يک چيز خاص است آمدن یک کلمه با صیغة عام در حالی که منظور از آن یک چیز خاص است، مفهومی است آشنا و معروف در زبان عربی؛ اما به شرطی که قرینه‌هایی دال بر این باشد که معنی عام در نظر گرفته نشده است. قرینه می‌تواند حالیه باشد یا لفظی قرینة حالیه مانند اینکه خداوند می‌فرماید: ﴿إِنَّ فِرۡعَوۡنَ عَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَجَعَلَ أَهۡلَهَا شِيَعٗا﴾ (القصص: 4) «فرعون در زمين (مصر) برترى‏جويى كرد، و اهل آن را به گروه‏هاى مختلفى تقسيم نمود». در این آیه کلمة «ارض» (زمین) و «اهلها» (اهل آن) عام هستند اما منظور از آن سرزمین مصر و اهل مصر می‌باشد که با وجود عام بودن این کلمات مفهوم و مراد آنها خاص است. و قرینه برای چنین معنای خاصی این است که از نظر تاریخی ما به طور قطع می‌دانیم که فرعون بر همة زمین در عالم حکومت نکرده است. همچنین خداوند متعال دربارة بادى كه برقوم عاد فرستاد می‌فرمايد: ﴿تُدَمِّرُ كُلَّ شَيۡءِۢ بِأَمۡرِ رَبِّهَا﴾ (الأحقاف: 25) «همه چيز را بفرمان پروردگارش در هم می‌كوبد و نابود می‌كند». پس لفظ ﴿كُلَّ شَيۡءِۢ﴾ عام است ولکن قرینه‌اى كه بعد از آن آمده دلالت بر خصوص می‌كند و بعد از آن خداوند می‌فرمايد: ﴿فَأَصۡبَحُواْ لَا يُرَىٰٓ إِلَّا مَسَٰكِنُهُمۡ﴾ (الأحقاف: 25) «آنها صبح كردند در حالى كه چيزى جز خانه‏هايشان به چشم نمى‏خورد». معنى را از عام به خاص تغيير داد زيرا مساكن را در بر نگرفت در حالى كه اول گفته بود همه چیز ﴿كُلَّ شَيۡءِۢ﴾. کلمة «اهل بیت» که در آیة مذکور(آیه تطهیر) آمده گرچه با صیغة عام آمده اما قرینه‌هایی وجود دارند که وقتی به گوش شنونده بخورد چنین می‌رساند که منظور از آن، همسران پیامبر بوده‌اند این قریـنه‌ها عبـارتـند از: 1 ـ معنی حقیقی کلمة «اهـل البیت»؛ که معنی حقیقی آن زن و همسر است. 2 ـ سیاق آیـه و سبب نـزول. 3 ـ هیچ قرینه‌ای وجود نداشت تا پیامبر ص به طور قطعی بداند که منظور و مراد عام است از این‌رو ایشان ص برای آل‌عبا دعا کرد. و همچنین دعای پیامبر ص می‌تواند قرینه و بیانگر دو چیز برای ما باشد: نخست، اینکه قبل از همه چیز منظور و مراد آیه زنان پیامبر می‌باشند. دوم، اینکه از دعای پیامبر ثابت می‌شود که بقیة اهل بیت هم مشمول حکم آیه هستند، و اگر دعای پیامبر نمی‌بود ما نمی‌توانستیم به طور قطعی بدانیم که بقیة اهل بیت مشمول حکم آیه هستند. اما منحصر کردن آیه به آل‌عبا و خارج ساختن همسران پیامبر ص از آن از چند جهت باطل است!! 1 ـ معنی لغوی اهل بیت، زنان مرد و کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند می‌باشد. و به هنگام نزول آیه در خانة پیامبر جز همسرانش کسی دیگر از اهل بیت نبود. 2 ـ معنی حقیقی اهل، همسر است. اما اهل قرار دادن خویشاوندان، از روی مجاز است. قبلاً گفتة راغب اصفهانی را بیان کردیم که گفت: اهل مرد در اصل کسانی هستند که با او در یک خانه زندگی می‌کنند سپس این مفهوم را تعمیم داده‌ و گفته‌اند: اهل بیت مرد یعنی خویشاوندان او. تنها زمانی می‌توان یک کلمه را بر معنی مجازی حمل کرد که دو چیز باشد: الف ـ مانع, ب ـ قرینه. باید ابتدا مانعی باشد که مانع حمل آن کلمه بر معنی حقیقی باشد و سپس قرینه‌ای باشد که آن کلمه را به معنی مجازی آن برگرداند. در اینجا اگر آیة مذکور بر معنی حقیقی خود که همسر است حمل شود، هیچ مانعی نیست بلکه به هنگام نزول آیه حتی قرینه‌ای نیست که عام بودن مفهوم آیه را ترجیح دهد تا چه برسد به اینکه آن را در معنی مجازی منحصر گرداند. 3 ـ سبب نزول: همسران پیامبر ص سبب نازل شدن آیه بودند، و قبل از همه چیز سبب داخل در حکم است؛ از این‌رو وقتی ام سلمه در مورد اینکه با آل‌عبا وارد شود گفت: آیا مگر من از اهل بیت تو نیستم؟! پیامبر ص در جوابش فرمود: تو از اهل بیت من هستی و تو بر خیر هستی، یعنی قبلاً چنین خیری شامل حال تو شده است و انگیزه‌ای برای داخل شدن تو با آنها نیست، چون سبب نزول آیه تو هستی. و همین است مفهوم گفتة پیامبر ص چنان که در روایتی دیگر آمده: تو بر خیر هستی؛ تو از همسران پیامبر می‌باشی. این بدان معناست که اگر آل‌عبا از اول مشمول حکم آیه می‌بودند، پیامبر ص برایشان دعا نمی‌کرد. 4 ـ سیاق آیات: سیاق از اینکه سخنی بیگانه و دیگری(یعنی در غیر همان موضوع) در میان دو سخن که برای یک هدف و مقصود ارائه شده‌اند منع می‌کند وگرنه هر گاه در وسط کلام، سخن بی‌ربطی بیاید سخن بی‌ارزش و زشت می‌گردد. باید کلام پروردگار را از آن منزه دانست، پس عصمت افرادی مشخص با اموری که ویژة کسانی دیگر هست چه ربطی دارد که باید در میان مسایل مربوط با آنها بیان شود؟! 5 ـ منظور آیة خانة پیامبر ص است نه خانة کسی دیگر: به هنگام نزول آیه همسران پیامبر در خانة او بودند و خانة پیامبر از خانه علی جدا بود. و امکان ندارد که به ذهن پیامبر یا کسی دیگر چنین خطور کند که منظور از فرمودة: «اهل البیت» اهل بیت علی هستند، بلکه فقط منظور خانة پیامبر است. و هر کس که معتقد است اهل بیت یعنی فقط آل‌عبا، از سخن او چنین بر می‌آید که آیه فقط خاص اهل بیت علی است نه اهل بیت پیامبر، و گویا پیامبر در این آیه علی هست و فرقی ندارند؛ چون اگر ما پیامبر را برداریم و به جای او علی را بگذاریم، معنی آیه تغییر نمی‌کند. و همچنین این مفهوم را هم لغو کرده‌ایم که پیامبر خود خانه‌ای مخصوص به خود داشته باشد که می‌تواند محل نزول رحمتها و برکتهای الهی باشد هیچ مسلمان و بلکه هیچ عاقلی چنین چیزی نمی‌گوید. به خاطر این چیزها و موارد دیگر پیامبر ص مطمئن نبود که معنی آیه عام باشد و همه را فرا بگیرد از این رو دعای معروف خود را برای آل‌عبا کرد. و از این طریق ما به عموم بودن آیه یقین حاصل نمودیم و اگر حدیث آل‌عبا نمی‌بود ما به عموم بودن آیه یقین حاصل نمی‌کردیم، و آن وقت مفهوم عام بودن فقط در حد گمان می‌بود. خلاصه همچنین از نظر لغت نمی‌توان آیه را به «عصمت» معنی کرد، و هیچ دلیلی از نظر لغوی برای این کار نیست، چه برسد به آنکه عصمت افراد مشخص ثابت گردد بنابراین از آیة مذکور به طور کلی بر عصمت دلالت ندارد. محسن: اهل پيامبر، خانه‌ی پيامبر، خانه‌های پيامبر ص خداوند می‌فرماید: ﴿وَإِذۡ غَدَوۡتَ مِنۡ أَهۡلِكَ تُبَوِّئُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِ﴾ (آل‌عمران: 121) «و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى!». این اهلی که پیامبر ص صبح از نزد آنها به سوی میدان جنگ می‌رود چه کسانی هستند؟ آیا افرادی نیستند که با پیامبر در یک خانه زندگی می‌نمایند؟ تنها آنها همسران او هستند نه افرادی دیگر که در خانة او زندگی نمی‌کنند؛ خانه‌ای که خداوند دربارة آن می‌فرماید: ﴿كَمَآ أَخۡرَجَكَ رَبُّكَ مِنۢ بَيۡتِكَ بِٱلۡحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقٗا مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ ٥﴾ (الأنفال: 5) «همان‏گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند». خانة پیامبر مستقل بود و او در آن می‌خوابید و استراحت می‌کرد و غذا می‌خورد و هر آنچه که یک مرد در خانه‌اش انجام می‌دهد، او هم آن را در خانة خود انجام می‌داد. و در این خانه فقط همسران او بودند نه کسانی دیگر. همة فرزندان پیامبر ص قبل از نزول این آیه وفات یافته بودند و از میان دخترانش هم، بعضی وفات یافته و بعضی ازدواج کرده و از خانة او بیرون رفته بودند. پیامبر به تعداد زنانش خانه داشت و هر زنی برای خود خانه‌ای کوچک داشت. و خداوند گاهی این خانه‌ها را به زنان پیامبر ص نسبت می‌دهد و گاهی به خود پیامبر. پس خانه‌های پیامبر خانه‌های زنان او هستند و خانه‌های زنانش خانة او می‌باشند. پس چگونه یک خانه به فردی تعلق دارد و با وجود این آن فرد از اهل بیت و از اهل خانه شمرده نمی‌شود؟ اهل خانه‌های زنان پیامبر، همین همسران هستند و خانة پیامبر همان خانة همسران اوست و آنها اهل بیت پیامبر ص هستند؛ همان طور که خداوند می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتَ ٱلنَّبِيِّ إِلَّآ أَن يُؤۡذَنَ لَكُمۡ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيۡرَ نَٰظِرِينَ إِنَىٰهُ﴾ (الأحزاب: 53) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، و در انتظار وقت غذا ننشينيد». سپس خداوند در همین آیه آدابی را که مؤمنان باید در برخورد با اهل این خانه‌ها یعنی با همسران پیامبر رعایت کنند، بیان می‌دارد و می‌فرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسۡ‍َٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾ (الأحزاب: 53) «و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) همسران پيامبر مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است». و خطاب به همسران پیامبر در حالی که خانه‌ها را به آنها نسبت می‌دهد می‌فرماید: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣ وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤﴾ (الأحزاب: 3334) «و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد؛ خداوند لطيف و خبير است!».در این آیه دقت کنید که خداوند فرمود: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾ «و در خانه‏هاى خود بمانيد». سپس فرمود (اهل البیت): «اهل خانه» سپس می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾ «آنچه در خانه‏هاى شما از آيات قرآن و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد». یعنی منظور از اهل بیت کسانی هستند که در این آیه و در آیة بعد مورد خطاب قرار گرفته‌اند. و خانة پیامبر ص همان خانة همسرانش می‌باشد. از آنجا که این خانه‌ها زیاد بودند به صیغة جمع به او نسبت داده شده‌اند و گفته ‌شده: «خانه‌های پیامبر» و همین خانه‌ها، خانه‌های همسران او بودند و هیچ فرقی نمی‌کرد. و اهل این خانه، پیامبر و همسرانش بوده‌اند. پس به چه حقّی ما این همسران پاک پیامبر و مادران مؤمنان را از «اهل بیت» پیامبر ص بیرون می‌کنیم؟! محسن: دلیل شرعی: در این آیات تأمل کنید: ﴿فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى ٱلۡأَجَلَ وَسَارَ بِأَهۡلِهِۦٓ﴾ (القصص: 29) «هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد». در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود، پس اهل یعنی زن. ﴿يَٰوَيۡلَتَىٰٓ ءَأَلِدُ وَأَنَا۠ عَجُوزٞ وَهَٰذَا بَعۡلِي شَيۡخًا﴾ (هود: 72) «ساره گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پيرزنم، و اين شوهرم پيرمردى است؟». فرشتگان در پاسخ او چه گفتند و او را به چه توصیف کردند؟ ﴿قَالُوٓاْ أَتَعۡجَبِينَ مِنۡ أَمۡرِ ٱللَّهِۖ رَحۡمَتُ ٱللَّهِ وَبَرَكَٰتُهُۥ عَلَيۡكُمۡ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِۚ إِنَّهُۥ حَمِيدٞ مَّجِيدٞ ٧٣﴾ (هود: 73) «فرشتگان گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب می‌کنی؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است؛ چرا كه او ستوده و والا است!». اگر ساره زن ابراهیم ؛ از اهل بیت ابراهیم نمی‌بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی‌کرد و بر او برکت نمی‌فرستاد سپس اسحاق در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل گفته شود و در خانه فقط ابراهيم و همسرش ساره بود و خداوند فرمود اهل بيت و اين قوی‌ترين دليل است براى اثبات اينكه زن و همسر هر كس اهل بيت آن شخص است). خواهر موسی به فرعون گفت: ﴿هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِ بَيۡتٖ يَكۡفُلُونَهُۥ لَكُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ نَٰصِحُونَ ١٢﴾ (القصص: 12) «آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!». منظور خواهر موسی از اهل بیت چه کسی بود؟ آیا نخستین کسی که مد نظر او بود مادرش نبود، چون سرپرستی کودک شیرخوار را دایه و زنی که به او شیر می‌دهد به عهده دارد و در اینجا این کار به عهدة مادر موسی است؛ از این‌رو خداوند می‌فرماید: ﴿فَرَدَدۡنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَيۡ تَقَرَّ عَيۡنُهَا وَلَا تَحۡزَنَ﴾ (القصص: 13) «ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد». حتی همسر عزیز مصر خطاب به شوهرش گفت: ﴿قَالَتۡ مَا جَزَآءُ مَنۡ أَرَادَ بِأَهۡلِكَ سُوٓءًا﴾ (يوسف: 25) «آن زن‏گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند چيست؟» یعنی کسی که نسبت به زن تو ارادة بد داشته باشد. آیات زیر چند آیه‌ای است دربارة لوط و همسرش که خداوند در همه جا‌هایی که سخن از نجات دادن لوط و همراهانش می‌کند، زنش را تحت مسمای اهل داخل می‌کند و اگر زنش جزو اهل او نمی‌بود، او را استثنا نمی‌کرد. (زیرا اگرجزو اهل بیت نباشد ديگر نيازى به استثناء نيست. ويراستار). خداوند می‌فرماید: ﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٨٣﴾ (الأعراف: 83) «(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم؛ جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود». ﴿قَالُواْ يَٰلُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوٓاْ إِلَيۡكَۖ فَأَسۡرِ بِأَهۡلِكَ بِقِطۡعٖ مِّنَ ٱلَّيۡلِ وَلَا يَلۡتَفِتۡ مِنكُمۡ أَحَدٌ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ﴾ (هود: 81) «(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند؛ مگر همسرت». ﴿فَأَنجَيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ قَدَّرۡنَٰهَا مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٥٧﴾ (النمل: 57) «ما او و خانواده‏اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدر كرديم جزء باقى‏ماندگان (در آن شهر) باشد!». ﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطٗاۚ قَالُواْ نَحۡنُ أَعۡلَمُ بِمَن فِيهَاۖ لَنُنَجِّيَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥٓ إِلَّا ٱمۡرَأَتَهُۥ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٣٢﴾ (العنكبوت: 32) «(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم! او و خانواده‏اش را نجات مى‏دهيم؛ جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند». ﴿لَا تَخَفۡ وَلَا تَحۡزَنۡ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهۡلَكَ إِلَّا ٱمۡرَأَتَكَ كَانَتۡ مِنَ ٱلۡغَٰبِرِينَ ٣٣﴾ (العنكبوت: 33) «هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بدحال و دلتنگ شد؛ گفتند: «نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى‏ماند». خداوند استثناء را تکرار کرد با اینکه هر دو آیه به هم نزدیک هستند و در میانشان فقط یک آیه قرار دارد: ﴿وَإِنَّ لُوطٗا لَّمِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ١٣٣ إِذۡ نَجَّيۡنَٰهُ وَأَهۡلَهُۥٓ أَجۡمَعِينَ ١٣٤ إِلَّا عَجُوزٗا فِي ٱلۡغَٰبِرِينَ ١٣٥﴾ (الصافات: 133 ـ135) «و لوط از رسولان (ما) است! و به خاطر بياور زمانى را كه او و خاندانش را همگى نجات داديم، مگر پيرزنى كه از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!». اگر عربهایی که قرآن بر آنها نازل شده می‌توانستند کلمة «اهل» را به چیزی دیگر غیر از همسر معنی کنند و بی‌آن که همسر را در مفهوم اهل مدنظر داشته باشند اهل را معنی کنند، انگیزه‌ای برای تکرار استثنای همسر لوط از اهل نبود. پس بدین خاطر بر استثنای زن لوط در هر باری که اهل او ذکر می‌شود اصرار و پافشاری شده است. 3 دلیل عرف: اطلاق لفظ «اهل» و اینکه منظور از آن همسر باشد تا به امروز متداول و متعارف است؛ مثلاً اگر کسی بگوید: (جاءت معي أهلي). «اهل من به همراهم آمد». منظورش زنش است و مردم هم می‌فهمند که منظور او زنش می‌باشد. (تا بحال دولتهاى عربى اگركسى اين جمله را گفت همه می‌فهمند كه منظور همسر است). 4 دلیل عقلی: هر مردی خانه‌اش را با همسرش آغاز می‌کند! و هر خانواده‌ای با پدر و مادر و مرد و زن شکل می‌گیرد. و می‌توان قبل از آنکه فرزندان به دنیا بیایند زن را اهل و خانواده نامید حتی اگر آن مرد پدر و مادر و برادری نداشته باشد و تنها زنش باشد. پس زن اولین کسی هست که در خانه کلمة اهل بر او اطلاق می‌گردد! و او اولین اهل بیت مرد! و نخستین فرد خانوادة اوست؛ از این‌رو به زن گفته‌اند: کدبانو. و زن تنها اهل مرد یا از اهل بیت او نیست و بلکه بانوی خانه است. بنابراین زن، اهل مرد و از جملة اهل بیت اوست پس به چه دلیلی همسران پیامبران از اهل بیت او قرار نمی‌گیرند؟! زن موسی اهل اوست و زن ابراهیم از اهل و خانوادة ابراهیم به شمار می‌آید، همسر عمران اهل اوست و همسر لوط از اهل اوست و زنان همة مردم از اهل بیت آنها هستند بجز پیامبر ص که زنان پاک او نباید اهل بیت او باشند!!! این شیعیان با چه زبانی سخن می‌گویند؟! محسن: ) کلمة «اهل» در لغت اهل در لغت به معنی همسر مرد و کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند، می‌باشد. و خویشاوندان را نمی‌توان اهل گفت مگر به صورت مجازی، به دلیل اینکه «اهل» به طور کلی به همراهانی گفته می‌شود که همواره با او هستند، همان طور که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقّٞ تَخَاصُمُ أَهۡلِ ٱلنَّارِ﴾ (ص: 64) «اين يك واقعيت است گفتگوهاى خصمانه دوزخيان است!». و اهل آتش دوزخ کسانی هستند که در آتش دوزخ قرار دارند؛ چنان که خداوند می‌فرماید: ﴿لَا يَسۡتَوِيٓ أَصۡحَٰبُ ٱلنَّارِ وَأَصۡحَٰبُ ٱلۡجَنَّةِ﴾ (الحشر: 20) «هرگز دوزخيان و بهشتيان يكسان نيستند». و «اهل الکتاب» و «اهل الذکر» یعنی حاملان و یاران کتاب و «اهل المدینه» و «اهل القری» یعنی ساکنان شهر و کسانی که همواره با مدینه هستند و در آنجا زندگی می‌نمایید، همان گونه که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَجَآءَ أَهۡلُ ٱلۡمَدِينَةِ يَسۡتَبۡشِرُونَ ٦٧﴾ (الحجر: 67) «(از سوى ديگر،) اهل شهر لوط (از ورود ميهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى كه شادمان بودند». و در جای دیگر می‌فرماید: ﴿وَلَوۡ أَنَّ أَهۡلَ ٱلۡقُرَىٰٓ ءَامَنُواْ وَٱتَّقَوۡاْ﴾ (الأعراف: 96) «و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند». و همچنین «اهل البلد» به معنای اهل شهر است؛ چنان که خداوند می‌فرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ إِبۡرَٰهِ‍ۧمُ رَبِّ ٱجۡعَلۡ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنٗا وَٱرۡزُقۡ أَهۡلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ﴾ (البقرة: 126) «پروردگارا! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده! و اهل آن را ـ آنها كه به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده‏اند ـ از ثمرات (گوناگون)، روزى ده!». همچنین هر کلمه‌ای که به «اهل» نسبت داده شود، مانند آیات زیر: ﴿فَلَبِثۡتَ سِنِينَ فِيٓ أَهۡلِ مَدۡيَنَ﴾ (طه: 40) «پس از آن، ساليانى در ميان مردم «مدين؛ ماندگار شدى». ﴿يَٰٓأَهۡلَ يَثۡرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمۡ فَٱرۡجِعُواْ﴾ (الأحزاب: 13) «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست؛ به خانه‏هاى خود بازگرديد!». ﴿وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفۡرُۢ بِهِۦ وَٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ وَإِخۡرَاجُ أَهۡلِهِۦ مِنۡهُ﴾ (البقرة: 217) «ولى جلوگيرى از راه خدا (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام، و اخراج ساكنان آن». ﴿حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا﴾ (الكهف: 71) «آن دو به راه افتادند؛ تا آن كه سوار كشتى شدند، (خضر) كشتى را سوراخ كرد. (موسى) گفت: آن را سوراخ كردى كه اهلش را غرق كنى؟! راستى كه چه كار بدى انجام دادى!». اهل کشتی یعنی کسانی که سوار بر کشتی هستند و کشتی آنها را در خود جای داده است. اهل بيت اهل هر خانه‌ای ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جای داده است؛ همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَدۡخُلُواْ بُيُوتًا غَيۡرَ بُيُوتِكُمۡ حَتَّىٰ تَسۡتَأۡنِسُواْ وَتُسَلِّمُواْ عَلَىٰٓ أَهۡلِهَا﴾ (النور: 27) «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد». خواهر موسی به فرعون گفت: ﴿هَلۡ أَدُلُّكُمۡ عَلَىٰٓ أَهۡلِ بَيۡتٖ يَكۡفُلُونَهُۥ لَكُمۡ وَهُمۡ لَهُۥ نَٰصِحُونَ ١٢﴾ (القصص: 12) «آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!». اهل و خانواده مرد راغب اصفهانی می‌گوید: اهل مرد یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌نمایند، سپس این کلمه را تعمیم داده‌اند و به خویشاوندان هم اهل بیت گفته‌اند. پس اهل و اهل بیت مشخص یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند. در نصوص قرآنی اهل به همین معنی آمده است؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلۡنَا ٱحۡمِلۡ فِيهَا مِن كُلّٖ زَوۡجَيۡنِ ٱثۡنَيۡنِ وَأَهۡلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيۡهِ ٱلۡقَوۡلُ وَمَنۡ ءَامَنَۚ وَمَآ ءَامَنَ مَعَهُۥٓ إِلَّا قَلِيلٞ﴾ (هود: 40) «(به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) ـ مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) ـ و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!». و برادران یوسف ؛ گفتند: ﴿وَنَمِيرُ أَهۡلَنَا﴾ (يوسف: 65) «و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مى‏آوريم». ﴿مَسَّنَا وَأَهۡلَنَا ٱلضُّرُّ ﴾ (يوسف: 88) «اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته». تنگدستی و زیان، ما و خانواده‌مان را فرا گرفته است، و یوسف ؛ گفت: ﴿وَأۡتُونِي بِأَهۡلِكُمۡ أَجۡمَعِينَ ٩٣﴾ (يوسف: 93) «و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!». اهل و خانوادة آنها، پدر یوسف و همسرِپدرش و برادرانش بودند همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَىٰ يُوسُفَ ءَاوَىٰٓ إِلَيۡهِ أَبَوَيۡهِ وَقَالَ ٱدۡخُلُواْ مِصۡرَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ ٩٩ وَرَفَعَ أَبَوَيۡهِ عَلَى ٱلۡعَرۡشِ وَخَرُّواْ لَهُۥ سُجَّدٗاۖ وَقَالَ يَٰٓأَبَتِ هَٰذَا تَأۡوِيلُ رُءۡيَٰيَ مِن قَبۡلُ قَدۡ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّٗا﴾ (يوسف: 99 ـ100) «و هنگامى كه بر يوسف ؛ وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه ان شاء الله در امن و امان خواهيد بود!». و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند؛ و همگى به تعظيم و اكرام براى آن دو به سجده (تعظيم نه عبادت) افتادند (چون سجده كردن براى تعظيم در شريعت يوسف ؛ جايز بود)؛ و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم». در همة این شواهد قرآنی می‌بینی که کلمة «اهل» فقط بر کسانی اطلاق می‌شود. که در یک خانه زندگی می‌کنند. به هیچ عنوان خویشاوندان اهل به شمار نمی‌آیند. زن از جملة اهل بیت و بلکه اولین عضو خانه است. بنابراین، به دلیل. 1 لغت، 2 شریعت، 3 عرف، 4 عقل، اهل مرد همسرش می‌باشد و بعد از اين دلائل ديگر دليلى و جود ندارد. 1 دليل لغت: راغب اصفهانی می‌گوید: وقتی می‌گویند: «اهل الرجل» یعنی زنش ... و «تأهل» یعنی ازدواج کرد. و از همین جاست آنچه می‌گویند که: أهلك الله في الجنه: یعنی خداوند در بهشت به تو زنی بدهد و در آن برایت اهل و خانواده‌ای قرار دهد که گرد هم آیید. و در مختارالصحاح رازی می‌گوید: (اهل الرجل) یعنی مرد ازدواج کرد و وارد خانه‌اش شد و در آن نشست و جای گرفت؟پس این هم دليل لغوى!
شیعه منصف بااجازه محسن وبا اقتباس از مطالبش : خلاصه برای افراد کم حوصله :خلاصه بی‌گمان آیة تطهیر و ما قبل و ما بعد آن برای تعلیم و تربیت همسران پیامبر ص آمده تا آنها به مقام والایی که شایستة این پیامبر بزرگوار است ارتقاء یابند؛ پیامبری که خداوند خواسته خانه‌اش پاک شود و پلیدی از آن زدوده گردد. پس عصمت به این موضوع چه ربطی دارد؟ و این قضیه که هیچ ارتباطی با این موضوع ندارد. از کجا آمده است؟ راستی چرا اهل تشیع نصوص قرآنی را بر امری حمل می‌کنند که قابل حمل نیست؟!این پیامی است به هر حق‌جو و حق‌طلب که به خاطر خدا دنبال حق است. 1 آیا همسر از نظر عقلی و شرعی و عرفی از اهل بیت مرد نیست؟ آیا قرآن کریم به این امر گوشزد نکرده است که همسر موسی ؛ از اهل بیت او بوده، و زن ابراهیم ؛ اهل او بوده، و همسر عمران اهل او بوده است؟ بلکه همة مردانی که بوده‌اند و آنهایی که به دنیا خواهند آمد همسرانشان از اهل بیت آنها هستند، پس به چه دلیل همسران پیامبر ص جزو اهل بیت او قرار نمی‌گیرند؟ و گفته می‌شود که از اهل بیت نیستند. 2 آیا حدیث کساء (آل‌عبا) ارتباطی با بیرون کردن امهات المؤمنین از مفهوم آیه دارد؟ نهایت حدیث آل‌عبا این است که خویشاوندان پیامبر ص نیز از اهل بیت او محسوب می‌شوند. و آن دسته از خویشاوندانی که با او در یک خانه زندگی نمی‌کردند، جزو اهل بیت پیامبر ص قرار بگیرند. 3 آیا آیة تطهیر بر عصمت کسی دلالت می‌کند؟ اگر آیة تطهیر بر این امر دلالت کند، پیش از همه همسران پیامبر ص در اولویت قرار دارند، و این چیزی است که لغت، شریعت، عرف، عقل، سبب نزول و سیاق آیه بر آن دلالت دارند. 4 اعتقاد به عصمت ائمه از ضروریات دینی و عقاید اساسی شیعة امامی است و مذهبشان بر پایة آن استوار است، پس چگونه درست است که چنین عقیده‌ای اساسی بر پایة دلیلی باشد که آن دلیل تخمینی و احتمالی است؟ باید چنین عقیدة مهمی براساس دلایلی روشن و قطعی ارائه شود، و آیة تطهیر به صراحت بر عصمت ائمه دلالت نمی‌کند. 5 چرا میان امامان فرق گذاشته می‌شود، به حسن س که از اهل بیت است، چرا فرزندان او معصوم نیستند؟ 6 چرا عصمت تنها منحصر به یکی فرزندان حسین س است و سپس تنها در نسل آن یک فرزند ادامه دارد، با اینکه همه از فرزندان حسین س وابسته به خاندان اهل بیت هستند؛ اهل بیتی که بنا به اعتقاد شیعه آیة تطهیر دربارة آنها نازل شده است. امید است که خداوند ما را هدایت کند، و ما را در محل استقرار و امن خویش با پیامبر و آل بیت و اصحاب برگزیده‌اش گرد آورد، آمين. خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید . درپناه خدابشید انشاءالله محسن: معنی آيه چيست؟ شاید کسی بپرسد مفهوم و منظوری که آیه بدان اشاره دارد چیست؟ در جواب می‌گوییم: خداوند در آن آیه همسران پیامبر را راهنمایی می‌کند که از همه آنچه که مناسب با جایگاه خانة پیامبر نیست اجتناب کنند. و از آنجا که آنها به این خانه که خانة بزرگترین پیامبر و آخرین و پاکترین پیامبران است منسوب هستند باید اهمیت این منتسب بودن و اهمیت جایگاهی که خداوند آنها را در آن قرار داده، درک کنند. و نیز پاکی‌ای را که خدا برای آنها می‌خواهد و دوست دارد بدان متصف باشند، دریابند. از این‌رو خداوند زنان پیامبر را از خواستن زینت و مخارجی که زنان دیگر از شوهرانشان می‌خواهند نهی کرده و بیان می‌دارد هر کسی از ایشان گناهی آشکار انجام دهد، عذابش دو چندان خواهد بود. جملة شرطیه وقوع شرط را اقتضا نمی‌کند. مانند آنکه کسی به فرزندش بگوید: «اگر مردود شوی تو را می‌زنم» که هدف ترساندن اوست تا مردود نشود. از این‌رو خداوند خطاب به پیامبرش می‌فرماید: ﴿لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ٦٥﴾ (الزمر: 65) «اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‏شود و از زيانكاران خواهى بود!». اما ایشان ص شرک نورزید و عملش نابود نگردید. همچنین در جای دیگری خطاب به او می‌فرماید: ﴿فَإِن كُنتَ فِي شَكّٖ مِّمَّآ أَنزَلۡنَآ إِلَيۡكَ فَسۡ‍َٔلِ ٱلَّذِينَ يَقۡرَءُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِن قَبۡلِكَ﴾ (يونس: 94) «و اگر در آنچه بر تو نازل كرده‏ايم ترديدى دارى، از كسانى كه پيش از تو كتاب آسمانى را مى‏خواندند بپرس». و حال آنکه پیامبر شک نکرد و از کسی هم نپرسید. و همین طور است فرمودة پروردگار به امهات المومنین که خطاب به آنان می‌فرماید: ﴿يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ﴾ (الأحزاب: 30) «اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود». و هیچ کس از آنها مرتکب کار زشتی نشد و عذاب دو چندان برایش مقدر نگشت، بلکه برعکس این اتفاق افتاد آن گونه که به زودی توضیح خواهیم داد. همچنین نهی کردن از چیزی مستلزم تحقق یافتن آنچه از آن نهي شده (منهی عنه) نیست، همان طور که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ ٱتَّقِ ٱللَّهَ وَلَا تُطِعِ ٱلۡكَٰفِرِينَ وَٱلۡمُنَٰفِقِينَۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمٗا ١﴾ (الأحزاب: 1) «اى پيامبر! تقواى الهى پيشه كن و از كافران و منافقان اطاعت مكن كه خداوند عالم و حكيم است». و این در آغاز سوره‌ای است که خداوند در آن همسران پیامبرش را مورد خطاب قرار داده و فرمود: ﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾: «صداهایتان را نرم نکنید». و بعد می‌فرماید: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ﴾ (الأحزاب: 33) «و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد». و حال آنکه پیامبر خدا از منافقان و کافران فرمان‌برداری نکرد، و همسرانش با نرم سخن گفتن باعث فریبندگی و فتنه نشدند و مانند دوران جاهلیت پیش خود نمایی نکردند، بلکه آنها نماز را بر پا می‌داشته و زکات اموال را پرداختند و تقوای الهی پیشه نموده و از خدا و پیامبرش اطاعت کردند، و آنها این موعظه و پند الهی را به بهترین صورت در زندگی خویش پیاده نمودند و خدا و پیامبر و جهان آخرت و زندگی با پیامبر را با وجود فقر پیامبر و خالی بودن خانه‌اش از تمامی آنچه که ممکن است زن را جذب نماید و او را فریب دهد تا در آن خانه بماند، انتخاب کردند. و انتخاب خدا و پیامبر و جهان آخرت و ترجیح آن بر زندگانی دنیا و زیبایی آن، از طرف ایشان صادقانه و حقیقی بود و مورد قبول خداوند قرار گرفت، خداوندی که هیچ چیز پنهانی بر او پوشیده و پنهان نمی‌ماند. و دلیل این است که خداوند این انتخاب را پذیرفت و به پاداش آن چند چیز را به آنها داد: 1 حرمت ازدواج با زنی دیگر پس از آنها. 2 حرام بودن طلاق دادن یکی از آنها به خاطر آنکه پیامبر ص با زنی دیگر ازدواج نماید. مطالب فوق در آیة 52 همین سوره بیان شده‌اند؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: ﴿لَّا يَحِلُّ لَكَ ٱلنِّسَآءُ مِنۢ بَعۡدُ﴾ (الأحزاب: 52) «بعد از اين ديگر زنى بر تو حلال نيست». یعنی نمی‌توانی با زنانی دیگر غیر از اینان ازدواج کنی. پس در ادامه می‌فرماید: ﴿وَلَآ أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنۡ أَزۡوَٰجٖ وَلَوۡ أَعۡجَبَكَ حُسۡنُهُنَّ﴾ (الأحزاب: 52) «و نمى‏توانى همسرانت را به همسران ديگرى مبدل كنى ( بعضى را طلاق دهى و همسر ديگرى به جاى او برگزينى) هر چند جمال آنها مورد توجه تو واقع شود». این آیه بیان می‌دارد که طلاق دادن زنان پیامبر ص حرام است. و از جملة پاداشهایی که خداوند به آنها داده، این است که آنها را به عنوان مادران مؤمنان انتخاب کرده است: ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَأَزۡوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمۡ﴾ (الأحزاب: 6) «پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها (مؤمنان) محسوب مى‏شوند».و همچنین بعد از وفات پیامبر ص ازدواج کردن با آنان حرام است، تا همسران همیشگی پیامبر باشند، و تنها در دنیا همسر او نباشند، بلکه در آخرت نیز همسر او ص باشند. ﴿وَمَا كَانَ لَكُمۡ أَن تُؤۡذُواْ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓاْ أَزۡوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦٓ أَبَدًاۚ إِنَّ ذَٰلِكُمۡ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا ٥٣﴾ (الأحزاب: 53) «و شما حق نداريد رسول خدا ص را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد كه اين كار نزد خدا بزرگ است!». این رهنمودها و هشدارها و توصیه‌ها برای چه بودند؟ برای آن بودند که خداوند می‌خواهد این خانه، پاک و به دور از همة چیزهایی باشد که صفای پاکی آن را مکدر می‌نماید، و به جایگاه والای آن خدشه وارد می‌کند. پس اینکه خداوند متعال می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣﴾ (الأحزاب: 33) «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». بیان علت و هدف اوامر و نواهی این است, که در سیاق کلام آمده‌اند، همان طور که خداوند در آیة 53 همین سوره می‌فرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسۡ‍َٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾ (الأحزاب: 53) «و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد». علت این امر چیست؟ علت همان است که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ذَٰلِكُمۡ أَطۡهَرُ لِقُلُوبِكُمۡ وَقُلُوبِهِنَّ﴾ (الأحزاب: 53) «اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است!». علت خواستن از پشت پرده پاک کردن دلهای کسانی است که چیزی می‌خواهند، و پاک کردن دلهای همسران پیامبر است. و این پاک کردن است که خداوند آن را خواسته و علت امر اوست. و همچنین تطهیر اول که قبلاً بیان شد خواستة پروردگار است و علت اوامر و نواهی است که اول بیان شده‌اند. بنابراین اگر این علت را حذف کنیم در سیاق کلام خلل وارد می‌شود. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣﴾ (الأحزاب: 33). چون هدف همین است و روح کل موضوع و محوری که براساس آن موضوع دور می‌زند، همین است. و اینکه خداوند بعد از آن می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤﴾ (الأحزاب: 34) «آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد؛ خداوند لطيف و خبير است!». اشاره به این است که همسران پیامبر ـ که وحی تنها در خانة آنها نازل می‌شود ـ به این یادآوردن از دیگران سزاوارترند و باید به سطح مطلوب برسند و به آنچه از قرآن و سنت که در خانه‌هایشان نازل می‌شود و به آنها می‌رسد عمل کنند. پس کوتاه سخن اینکه ما قبل و ما بعد آیه برای تعلیم همسران پیامبر و امهات المومنین و تربیت آنها آمده تا به جایگاه والا و شایسته‌ای که سزاوار این پیامبر بزرگوار است ارتقاء یابند؛ پیامبری که خداوند خواسته خانة شریف او پاک شود و پلیدی از آن زدوده گردد. پس عصمت چه ربطی به این موضوع دارد؟ و این قضیه که هیچ ارتباطی با این موضوع ندارد از کجا آمده است؟! ﴿رَبَّنَا لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا بَعۡدَ إِذۡ هَدَيۡتَنَا وَهَبۡ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحۡمَةًۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡوَهَّابُ ٨﴾ (آل عمران: 8). «(راسخان در علم، مى‏گويند:) «پروردگارا! دلهايمان را، بعد از آنكه ما را هدايت كردى، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى!». محسن: سياق کلام کلامی که در قالب و سیاق آن نص آمده است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ﴾ (الأحزاب: 33) راهنمایی و امر و نهی است، چون با این عبارت شروع می‌شود: الف) راهنمایی: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا ٢٨ وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٢٩ يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ ضِعۡفَيۡنِۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا ٣٠ ۞وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا ٣١﴾ (الأحزاب: 2831) «اى پيامبر! به همسران خود بگو: اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است. اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و اين براى خدا آسان است و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد پاداش او را دو چندان خواهیم داد، و روزی ارزشمندی برای او آماده کرده‌ایم». ب) نهی: تا آنجا که می‌فرماید: ﴿فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ﴾ (الأحزاب: 32) «پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد». ج) امر: و در دنبالة آن می‌فرماید: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ﴾ (الأحزاب: 33) «و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد». سپس علت این توجیهات و رهنمودها و اوامر و نواهی را بیان می‌کند و می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ﴾ (الأحزاب: 33) «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». سپس در ادامه می‌فرماید: ﴿وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِ﴾ (الأحزاب: 34) «آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد». بنابراین احتمال دارد که مخاطب, آن اوامر را اطاعت کند و احتمال دارد که نافرمانی کند؛ از این‌رو خداوند او را از نافرمانی بر حذر می‌دارد و به فرمانبرداری تشویق می‌نماید. بنابراین اراده در این آیه، ارادة تشریعی است؛ یعنی خداوند به آنچه دوست داشته و پسندیده امر نموده است. این بدین معناست که مخاطبان آیـه ـ که زنان پیامبر ص هستند ـ باید بکوشند تا ارادة الهی مبنی بر پاک کردن خانه‌ای که بدان منتسب هستند و همچنین ارادة الهی مبنی بر دور کردن پلیدی از آنان، را محقق سازند و گرنه طلاق بگیرند و از آن خانه دور شوند. ﴿فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا ٢٨﴾ (الأحزاب: 28) «بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم!». و بعد از گرفتن طلاق هر چه می‌کنند به خودشان مربوط است، چون دیگر به این خانه منسوب نیستند؛ خانه‌ای که خداوند دوست دارد جایگاهش را بالا ببرد. و اگر در این خانه بمانند و کاری انجام دهند که به حیثیت و آوازة این خانة پاک لطمه وارد کند، عذابشان چند برابر خواهد بود. این برای آن است تا مخاطب یعنی همسران پیامبر همیشه بیدار و مواظب باشند تا خواست الهی را محقق نمایند. و اگر خواست و اراده‌ای که در آیة مذکور بیان شده تکوینی و قطعی باشد این معنی تحقق نمی یابد. بنابراین خداوند هم از مخالفت نهی کرده و هم به فرمان‌برداری امر نموده و اراده و خواست او ثمره‌ای است که از آن بر می‌آید؛ آنجا که می‌فرماید: ﴿وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣﴾ (الأحزاب: 33) «و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». هر کس ارادة موجود در این آیه را بر ارادة تکوینی و تقدیری حمل کند آن گونه است که خداوند می‌فرماید: ﴿إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّۖ وَإِنَّ ٱلظَّنَّ لَا يُغۡنِي مِنَ ٱلۡحَقِّ شَيۡ‍ٔٗا ٢٨﴾ (النجم: 28) «تنها از گمان بى‏پايه پيروى مى‏كنند با اينكه «گمان‏» هرگز انسان را از حق بى‏نياز نمى‏كند!». عقیده چیزی است که باید مبنا و اساس آن، امور قطعی و مسلم باشند و نمی‌توان بنای عقیده را براساس گمان و تخمین برافراشت بنابراین نمی‌توان آن را به عصمت تفسیر کرد مگر آنکه بگوییم به طور قطعی در اینجا ارادة تکوینی منظور است نه تشریعی، و دلیلی هم وجود ندارد که ثابت نماید به طور قطع در این آیه، ارادة تکوینی مورد نظر است. بلکه گمان راجحی هم نیست با اینکه گمان راجح در امور عقیده به اتفاق همه صلاحیت دلیل بودن را ندارد. و این گونه روشن می‌گردد که دلالت آیه بر عصمت احتمالی است که بر پایة احتمالی دیگر قرار دارد و از این‌رو قابل استدلال نیست. محسن: سوم: اهل تشیع باید بگویند همة اهل بیت معصوم هستند کلمة اهل بیت، همة خاندان پیامبر ص را در بر می‌گیرد که آل‌جعفر، آل‌عباس و آل‌عقیل همه از خاندان پیامبر می‌باشند، و نیز چهار دختر پیامبر را شامل می‌گردد. مگر دختران پیامبر از اهل بیت او نیستند؟! پسران پیامبر هم از اهل بیت او هستند. پس چگونه نص این آیه فقط به اهل بیت علی اختصاص داده می‌شود و حال آنکه آیة تطهیر به صراحت در مورد اهل بیت پیامبر ص آمده است؟! چون حدیث آل‌عبا بر تخصیص دلالت می‌کند. ایشان با این ادعای خود سخنان پوچی می‌گویند، به علاوه فرزندان علی زیادند و محمد و عمر؟؟؟؟ از فرزندان او هستند پس چرا فقط دو نفر از فرزندان علی معصوم می‌باشند؟! حسن فرزندانی داشته است و با اینکه از اهل بیت هستند یکی از آنها معصوم قرار داده نشده است، و حال آنکه پدرشان حسن از حسین م بزرگتر و برتر است. دلیل این امر چیست، و چرا عصمت فقط منحصر به یکی از فرزندان حسین است، و بعد از او در فرزندانش ادامه دارد، با اینکه همه از اهل بیت هستند، و همه از کسانی هستند که به قول خود شیعیان آیة تطهیر در موردشان نازل شده است. اگر این آیه نصی دربارة عصمت است پس همة اهل بیت باید معصوم باشند، و اگر چنین نیست پس آیه هیچ دلالتی بر عصمت ندارد. به ویژه وقتی که در حدیث آل‌عبا برای چند نفر از آنها که علی و فاطمه و حسن و حسین ن هستند دعا شده است و برای فرزندان و نوادگانشان که تا آن وقت هنوز به دنیا نیامده بودند دعا نشده است. اهل تشیع معتقدند اینکه پیامبر به این چهار نفر اشاره کرد. و فرمود که اینها از اهل بیت من هستند به این معناست که بقیه، اهل بیت او نیستند و آیه منحصر به همین چهار نفر است، در جواب گوییم: اگر چنین باشد آن وقت تنها این چهار نفر جزو اهل بیت پیامبر ص هستند و بقیه، جزو اهل بیت پیامبر ص نیستند. پس معلوم شد که نتیجه به زیان آنهاست، و اگر اهل تشیع برای اثبات عصمت ائمه به این آیه استدلال می‌کنند چگونه عصمت را به نفر پنجم و تا آخر می‌رسانند؟! چه چیزی این افراد را داخل نموده و زنان پیامبر ص را خارج کرده است؟! این دوگانگی و انتخاب گزینشی برای چیست؟! آیا ضابطه و معیاری ندارد؟! چهارم: ارادة شرعی و ارادة تقدیری از جمله دلایلی که نشان می‌دهد آیة تطهیر بر عصمت کسی دلالت نمی‌کند این است که اراده‌ای که در این آیه آمده، تشریعی است نه تقدیری و تکوینی. باید دانست که ارادة الهی در نصوص شرعی دو نوع است: نوع اول: ارادة تقدیری و تکوینی ارادة تکوینی عبارت است از خواست و مشیت الهی که باید تحقق یابد، و میان این اراده و كلام خدا و فرمان شرعی او هیچ ملازمتی نیست. چه بسا خداوند چیزی را اراده می‌کند و می‌خواهد که نمی‌پسندد، به خاطر حکمت و اسبابی که از خود خلق می‌باشد، مانند زنا، دروغ، کفر ورزیدن به خدا، که خداوند اینها را دوست ندارد و در شریعت به آن فرمان نداده، و بلکه از آن نهی کرده است، اما این چیزها با اجازه و خواست خداوند به وقوع می‌پیوندند(وهیچ چیزی بدون خواست و ارادة او در این کون انجام نمی‌شود, زیرا در غیر این صورت به ربوبیت خداوند نقص وارد می‌شود)؛ خداوند متعال می‌فرماید: ﴿وَلَوۡ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ﴾ (الأنعام: 112) «و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند». و خداوند دربارة این اراده می‌فرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ٨٢﴾ (يس: 82) «فرمان او چنين است كه هرگاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى‏گويد: «موجود باش!»، آن نيز بى‏درنگ موجود مى‏شود!». ﴿وَإِذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ سُوٓءٗا فَلَا مَرَدَّ لَهُۥ﴾ (الرعد: 11) «و هنگامى كه خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد». ﴿وَلَا يَنفَعُكُمۡ نُصۡحِيٓ إِنۡ أَرَدتُّ أَنۡ أَنصَحَ لَكُمۡ إِن كَانَ ٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغۡوِيَكُمۡ﴾ (هود: 34) «هرگاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد، و من بخواهم شما را اندرز دهم، اندرز من سودى به حالتان نخواهد داشت!». پس خداوند خواسته که آنها را گمراه کند با اینکه به آن امر نکرده و گمراهی را دوست ندارد. و خداوند آن گونه که از خودش خبر داده، چنین است: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ يَأۡمُرُ بِٱلۡعَدۡلِ وَٱلۡإِحۡسَٰنِ وَإِيتَآيِٕ ذِي ٱلۡقُرۡبَىٰ وَيَنۡهَىٰ عَنِ ٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنكَرِ وَٱلۡبَغۡيِ﴾ (النحل: 90) «خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى‏دهد؛ و از فحشا و منكر و ستم، نهى مى‏كند». اما تمامی آنچه که خداوند به صورت شرعی به آن امر نموده و خواسته و دوست دارد انجام نمی‌شود و نه همه آنچه که او از آن نهی کرده و نپسندیده انجام نمی‌شود، و در اینجا نوبت نوع دوم اراده می‌آید؟! نوع دوم: ارادة تشريعی ارادة شرعی به این معناست که اوامر الهی گاهی تحقق می‌یابد و گاهی محقق نمی‌شود، همان طور که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ﴾ (البقرة: 185) «خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را!». تحقق یافتن مقتضای این اراده به بنده بستگی دارد اگر بنده اسبابی که این اراده را محقق می‌نماید فراهم کند، آن اراده نیز تحقق می‌یابد و اگر بنده در فراهم کردن اسباب کوتاهی ورزد، چیزی تحقق می‌یابد که خداوند دوست ندارد و نمی‌خواهد، یعنی آن را نمی‌پسندد و به آن امر نمی‌کند. و اموری هستند که خداوند آن را دوست دارد و به انجام آن فرمان می‌دهد اما آن امور انجام نمی‌شوند. خداوند آسانی را برای همة آفریده‌هایش دوست دارد و به آن امر کرده است، و سختی را برای آفریده‌هایش دوست ندارد همان‌ طور که در آیة قبلی آمده و چنان که در این آیه هم بیان شده است: ﴿ يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُم﴾ (النساء: 28) «خدا می‌خواهد كار را بر شما سبك كند». اما این ارادة الهی در حق بسیاری از مردم که بر خود سخت می‌گیرند تحقق نمی‌یابد با اینکه آنها در خطاب الهی داخل هستند که می‌فرماید: ﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلۡيُسۡرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلۡعُسۡرَ﴾ (البقرة: 185) «خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را!». و در جای دیگر می‌فرماید: ﴿يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمۡ﴾ (النساء: 28) «خدا می‌خواهد (با احكام مربوط به ازدواج با كنيزان و مانند آن،) كار را بر شما سبك كند». خداوند از همة بندگانش خواسته تا او را عبادت کنند؛ یعنی آنها را به عبادت خویش فراخوانده و دوست دارد که عبادت او را انجام دهند اما بیشتر بندگانش این خواست الهی را اجرا نمی‌کنند. و از طرف دیگر اموری هست که خداوند آنها را نخواسته و دوست ندارد اما آن امور به وقوع می‌پیوندند؛ همان طور که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنۡيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلۡأٓخِرَةَ﴾ (الأنفال: 67) «شما متاع ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد؛ (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد، و در برابر گرفتن فديه آزاد كنيد؛ ولى خداوند، سراى ديگر را (براى شما) مى‏خواهد». پس خواستة آنها که فدیه گرفتن از اسیران بود تحقق یافت و آنچه که خدا می‌خواست یعنی کشتن اسیران تحقق نیافت. همچنین در جای دیگری می‌فرماید: ﴿وَٱللَّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيۡكُمۡ﴾ (النساء: 27) «خدا مى‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك نمايد)». و باز می‌فرماید: ﴿مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجۡعَلَ عَلَيۡكُم مِّنۡ حَرَجٖ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمۡ﴾ (المائدة: 6) «خداوند نمی‌خواهد بر شما سختی و دشواری قرار دهد بلکه می‌خواهد تا شما را پاک گرداند». پس سختی و دشواری برای بعضی پیش می‌آید با این که خداوند آن را نمی‌خواهد، و با اینکه خداوند پاکی را برای همه خواسته است، اما همه پاک نمی‌گردند. در آیة مذکور همة امت مورد خطاب قرار گرفته‌اند و این آیه کاملاً شبیه آیة تطهیر است، چون در هر دو آیه یک کلمه تکرار می‌شود و آن ارادة تشریعی است که تحقق آن بستگی به پذیرفتن مخاطب دارد و این اراده، ارادة تکوینی و تقدیری نیست که حتماً باید به وقوع بپیوندد. برای آنکه بتوان آیة تطهیر را بر عصمت حمل کرد باید اراده‌ای که در آن آیه آمده، تقدیری و تکوینی از جانب خدا باشد، چون عصمتی که اهل تشیع آن را ثابت می‌کنند کار خداست و این خداوند است که ائمه را به قول اهل تشیع معصوم قرار می‌دهد و انسان به زور و زحمت به چنین چیزی نمی‌رسد، اما باید گفت که هیچ دلیلی بر این امر نیست و در اصل ارادة تشریعی در آیة تطهیر مورد نظر است، چون اموری هستند که نشان می‌دهند ارادة موجود در آیة تطهیر با ارادة تشریعی همخوانی و هیچ ارتباطی و همخوانی با ارادة تقدیری ندارد، و اضافه بر آن قرینه‌هایی وجود دارند مبنی بر اینکه ارادة تشریعی در آن آیه مورد نظر است، نه تقدیری. این قرینه‌ها عبارتند از: قرینه‌هایی مبنی بر اینکه ارادة تشریعی در آن آیه مورد نظر است 1 حديث کساء اگر ارادة الهی در آیة تطهیر تقدیری می‌بود و باید تحقق می‌یافت، پیامبر برای آنها دعا نمی‌کرد چون آنها دیگر نیازی به دعای او نداشتند، چرا که خداوند خواسته آنها معصوم باشند و عصمت آنها را به طور قطعی مقدر کرده، پس نیازی به دعای پیامبر نبود. همچنین اگر آن آیه دربارة عصمت می‌بود و آنها از همان اساس معصوم می‌بودند، پیامبر ص این را می‌دانست، پس چرا برای آنها چیزی را بخواهد که خودش در اصل تحقق یافته است؛ یعنی آن گونه که اهل تشیع معتقدند چنین امری برای اثبات چیزی است که خود آن چیز قبلاً حاصل شده است. و این از نظر علمی و از دیدگاه همة علما ممنوع می‌باشد. و به دست آوردن چیزی که خود به دست آمده، کاری لغو و بیهوده است که باید پیامبر ص را از آن منزه دانست. همچنین به ایشان می‌گوییم: آیا ائمه قبل از دعای پیامبر ص به عصمت رسیده‌اند یا بعد از آن؟ اگر عصمت با دعای پیامبر ص به دست آمده پس آنها قبلاً معصوم نبوده‌اند و کسی که معصوم نیست چگونه تبدیل به معصوم می‌شود؟ و اگر قبل از دعای پیامبر ص معصوم بوده‌اند پس پیامبر ص چرا دعا کرد؟! و این در واقع يكى از تناقضات اهل مخالف می‌باشد. محسن: دوم: اگر آیة مذکور، عصمت را ثابت می‌کند پس الزاماً شامل همسران پیامبر هم می‌شود این آیه به دلیل: 1 شرعی، 2 لغوی، 3 عرف، 4 عقل، 5 سبب نزول و 6 سیاق و دیگر دلایلی که ارائه دادیم، شامل همسران پیامبر ص می‌شود. برای روشن شدن مطلب همین قدر کافی است که اين آیه‌ها را بخوانیم: ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ قُل لِّأَزۡوَٰجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيۡنَ أُمَتِّعۡكُنَّ وَأُسَرِّحۡكُنَّ سَرَاحٗا جَمِيلٗا ٢٨ وَإِن كُنتُنَّ تُرِدۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلدَّارَ ٱلۡأٓخِرَةَ فَإِنَّ ٱللَّهَ أَعَدَّ لِلۡمُحۡسِنَٰتِ مِنكُنَّ أَجۡرًا عَظِيمٗا ٢٩ يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ مَن يَأۡتِ مِنكُنَّ بِفَٰحِشَةٖ مُّبَيِّنَةٖ يُضَٰعَفۡ لَهَا ٱلۡعَذَابُ ضِعۡفَيۡنِۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى ٱللَّهِ يَسِيرٗا ٣٠ ۞وَمَن يَقۡنُتۡ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ وَتَعۡمَلۡ صَٰلِحٗا نُّؤۡتِهَآ أَجۡرَهَا مَرَّتَيۡنِ وَأَعۡتَدۡنَا لَهَا رِزۡقٗا كَرِيمٗا ٣١ يَٰنِسَآءَ ٱلنَّبِيِّ لَسۡتُنَّ كَأَحَدٖ مِّنَ ٱلنِّسَآءِ إِنِ ٱتَّقَيۡتُنَّۚ فَلَا تَخۡضَعۡنَ بِٱلۡقَوۡلِ فَيَطۡمَعَ ٱلَّذِي فِي قَلۡبِهِۦ مَرَضٞ وَقُلۡنَ قَوۡلٗا مَّعۡرُوفٗا ٣٢ وَقَرۡنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجۡنَ تَبَرُّجَ ٱلۡجَٰهِلِيَّةِ ٱلۡأُولَىٰۖ وَأَقِمۡنَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتِينَ ٱلزَّكَوٰةَ وَأَطِعۡنَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓۚ إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا ٣٣ وَٱذۡكُرۡنَ مَا يُتۡلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنۡ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ وَٱلۡحِكۡمَةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ٣٤﴾ (الأحزاب: 28 ـ34) «اى پيامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنيا و زرق و برق آن را مى‏خواهيد بياييد با هديه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را بطرز نيكويى رها سازم! و اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد، خداوند براى نيكوكاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است. اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و اين براى خدا آسان است. و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كرده‏ايم. اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد؛ خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد؛ خداوند لطيف و خبير است!». بلکه همة سورة احزاب دربارة همسران پیامبر است. در آیة ششم می‌فرماید: ﴿ٱلنَّبِيُّ أَوۡلَىٰ بِٱلۡمُؤۡمِنِينَ مِنۡ أَنفُسِهِمۡۖ وَأَزۡوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَٰتُهُمۡ﴾ (الأحزاب: 6) «پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها ( مؤمنان) محسوب مى‏شوند». بعد از یک بیان تمهیدی باز در آیة 28 تا 40 سورة احزاب به تذکر دادن و موعظة آنها می‌پردازد، سپس در آیة 50 تا 62 به صراحت و با اشاره آنان را تذکر می‌دهد، و همسران پیامبر را از اذیت کردن پیامبر باز می‌دارد. با اینکه تعداد آیات سوره احزاب 73 آیه است، اگر آیة تطهیر نص و تصریحی دربارة عصمت می‌بود، مستلزم عصمت همسران پیامبر می‌شد، و از آن جا که به اتفاق همه چنین چیزی نیست از این رو آیه بر عصمت هیچ کسی دلالت نمی‌کند.
محمد: با سلام مجدد، از همه عزیزان اهل سنت و برخی شیعیان عزیز خواهش می کنم، آنهم خواهشی عاجزانه و خاضعانه ودر نهایت خلوص وادب، که آنچه آقایان مدافع سنت (یا به عبارتی خلفاء) در اینجا نقل می کنند و بخصوص آنچه در مورد قرآن کریم اجتهاد می کنند و با آوردن مطالب لغوی و کلامی و صرفی و نحوی در تاویل وتفسیر قرآن می گویند را حتما با حادیث شریفه نبوی و آیات دیگر قرآن مقایسه فرمایید و به محض خواندن آنها فرض را برصحت آنها نگذارید. خداوند را شاهد می گیرم که من در خواندن کتب شیعه از هر دسته ای که باشند همینکار را می کنم و به لطف اساس و ساختاری که فرمایشات اهل بیت (علیهم السلام) به ذهنم داده است در بیشتر موارد متوجه صحت و سقم گفته های افراد می شوم. اینطور نیست که چون فلان آیت الله یا آیت الله العظمی چیزی فرموده اند باید چشم بسته بپذیریم، بلکه باید دقت کنیم و ظرافت های کلام را دربیاوریم و بعد با قرآن وسنت هرچه می دانیم مقایسه کنیم و بسنجیم، اگر مورد تایید بود چه بهتر، و اگر متوجه مشکلی شدیم باید تحقیق کنیم واز اهل علم و فن بپرسیم تا خدای ناکرده گمراه نشویم. آنچه آقایان در اینجا در رد مذهب شیعه و اعتقادات آن آورده اند (از جمله آقای محسن) بیشترش به موضوع مناظره ربط ندارد، و درعین حال همانطور که حقیر به اختصار اشاره کردم خیلی از آنها ادعاهای افرادی است منافق که خلاف آیات دیگر قرآن و بخصوص خلاف احادیث متواتر و صحیح که شیعه و سنی هردو نقل کرده و در آنها اختلافی ندارند می باشد. به نص قرآن هرکس خلاف کلام خداوند و رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حرف بزند و از آنها اطاعت نکند "فقد ضل ضلالا بعیدا"!!!! عزیزان اهل سنت، خدا را شاهد می گیرم که من و سایر عزیزان شیعه (اکثریت آنها) در اینجا با شما دشمنی نداریم، ولی همان خدا شاهد است که دلم می سوزد از اینکه شما از نور هدایت و انوار الهی اهل بیت (علیهم السلام) آنطور که باید برخوردار نمی شوید. به خدا حیف است، عمرها می گذرد ومهلت ها تمام می شود. افرادی مثل عمر و ابوبکر و عایشه را برای شما بزرگ کرده اند چون منافع آنها در اینکار است، اگر همین فردا منافع آنها جور دیگری شود همان ها را هم انکار خواهند کرد. به جای آنکه از دروغها و تناقضات ساخت علمای پیشین و خودشان دفاع کنند به مذهب شیعه حمله کرده و شیعیان را مشرک و رافضی و غلات و امثال آنها می خوانند، اینها با نفی شیعه می خواهند روی دروغهای تاریخی اجداد خود سرپوش بگذارند، و جالب است که وقتی ما آنها را نقد می کنیم به ما می گویند که "بی انصاف" هستیم و هرچه می گوییم در "رد و انکار" مذاهب دیگر است. عزیزان، کلام نبوی است که از میان امت که 73 فرقه می شوند "فقط یک فرقه" اهل نجات است. دین اسلام برای این نیست که هرکس به طریق و مذهبی دلخواه گرایش پیدا کند، اسلام حقیقی فرقه و مذهب ندارد، اسلام خالص فقط اسلام است. از همین چند نفری که با ما بحث می کنند بخواهید جواب سوالهایی که بارها تکرار کرده ایم را یکبار هم که شده بدهند! فکر کنید عزیزان، فکر کنید، فکر! انشاء الله خداوند قلوب ما و شما را به هم نزدیک تر گرداند و ما را از انوار لطف و رحمت خود محروم نفرماید. یا حق!
محمد: با سلام خدمت همه عزیزان، سالروز تولد یگانه دختر نبوت، حضرت ام ابیها، صدیقه کبری، زهرای اطهر (سلام الله علیها) را خدمت همه عالم اسلام و بخصوص شیعیان آن بانوی کریم و واجب التکریم تبریک و تهنیت عرض می کنم. از همه برادران اهل سنت عزیز خاضعانه دعوت می کنم در زندگی و مظلومیت آن حضرت مطالعه و تحقیق و تفکر نمایند، و از مولویها و مفتی های خود بپرسند که اگر شما می گویید گفته های شیعیان درباره شهادت آن حضرت و ظلمهای عظیمی که توسط دو خلیفه اول برایشان روا داشته شده همه دروغ و افسانه و جعلیات یهودی است که با هدف نفاق در میان مسلمین ساخته و پرداخته شده، و از طرفی شما که می گویید عمر داماد ایشان بوده و از دختر آن حضرت فرزندانی هم داشته و مشکلی بین اهل بیت (علیهم السلام) و خلیفه اول نبوده، و شما که به کل منکر هر اختلافی بین آنها هستید و به شیعیان اشکال وارد می کنید، یکبار بطور واضح و روشن بر اساس منطق و دلیل عقلی و نقلی بفرمایید که چرا آن بانوی یگانه عالم که اولین وارد شونده به بهشت برین هستند بدون حضور دو خلیفه اول تشییع ودفن شدند، چرا خلیفه برجنازه مطهر ایشان نماز نکرد، چرا حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) آنها را و سایر مردم را خبر نکردند؟ و چرا شبانه و پنهانی ایشان را دفن کردند؟ آیا این نشانه محبت و دوستی است؟ اگر اینطور بود آیا شایسته نبود که صبح روز بعد همه مردم در مراسم تشییع آن بانوی بزرگوار حاضر می شدند و خلیفه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که شما مدعی هستید "افضل امت" بوده و از او کسی بهتر نبوده و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) هم او را از خود افضل و بهتر می دانسته (خاکم به دهن) بر آن بانوی بزرگوار نماز بخواند و سپس در میان نوحه و عزاداری و احترام همه مردم مدینه دفن می شدند و محل دفن ایشان هم معلوم می شد؟؟؟ از آنها بخواهید جوابی بدهند که به غیر از مردم عوام و فاقد اطلاعات دینی و تاریخی آدمهای با سواد هم آنرا قبول کنند! عزیزان، برادران، مسلمین، به خدا قسم که بیش از 1000 سال به مردم دروغ گفته و می گویند و هدفی جز سروری و ریاست بر مردم نداشته و ندارند! هدف خلفای صدر اسلام حفظ مشروعیت خلافت آنها بود، و امروز هم بسیاری افراد خود فروخته به کفار آل سقوط با گرفتن پولهای هنگفت در شبکه های ماهواره ای و امثال آنها مشغول فریب مردم هستند. تو را بخدا بیدار شوید و فریاد مظلومیت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را از فراسوی تاریخ بشنوید! وصیت تاریخی ایشان خود دلیل بر علم غیب ایشان است که می دانستند به زودی همه حقایق درباره ظلم روا داشته شده به ایشان کتمان خواهد شد، لذا با وصیت به عدم حضور خلیفه و فاروقش خواستند دست آندو تا قیامت برای همه رو شود. ای کاش قبل از آنکه دیر شود این حقیقت را دریابید. به خداوند یگانه قسم که در روز قیامت فقط همین یک نفر می تواند از من و شما شفاعت کند، یعنی به عبارت واضح تر اگر ایشان از کسی راضی نباشند، آنگاه خداوند و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز راضی نخواهند بود، حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) و فرزندان ایشان هم هرگز از کسانی که قاتلین و ظالمین در حق ایشان را دوست داشته باشند شفاعت نخواهند کرد. به احادیث نبوی در باره ایشان فکر کنید، سوره مبارکه هل اتی (انسان) را قرائت کنید و در آیات آن و شان نزول آنها تحقیق کنید. امروز شیعه و سنی هردو باید خود به تحقیق و مطالعه بپردازند چون بدعتها و انحراف ها و دروغها از در و دیوار دنیا بالا می روند و هرکس با چشم بسته بخواهد دینداری کند بدون شک به دین شیطان در خواهد آمد. خداوند یار و یاور همه مسلمانان حقجو باشد. یا حق!
سنی کم سواد : شیعه میپرسد:پیامبرصلی الله علیه وسلم که در مورد جزئی ترین مسائل شخصی مردم دستور و قانون تعیین کرده اما چرا به آینده آنها بی تفاوت بوده و جانشینی تعیین نکرده اند و این همه اختلاف را برای امت پسندیدند؟! پاسخ ما: پیامبرصلی الله علیه وسلم برای این جانشینی تعیین نکردند، چونکه خاتم النبیین و آخرین پیامبران بودند. اگر جانشین تعیین می نمودند، چون این جانشین معصوم نبود، پس اگر خطا می کرد؛ و حتما خطا میکرد؛ پس این اشتباه جانشین، قابل نقد نمیبود؛ زیرا او حکم ریاست و امیری خود را، از دست رسول الله گرفته بود!! و به جانشین های بعدی هم الی یومنا هذا نمیتوانستیم به همان دلیل ذکر شده چیزی بگوییم. پس چاره ای نداریم که یا بگوییم: رسول الله جانشین ندارد یا بگوییم: جانشین دارد اما جانشینی که پیغمبر است و معصوم؛ اما قرآن نوشته است: محمدص، آخرین پیامبر است! شیعه برای حل این مشکل، نام پیامبر بعدی را گذاشته است امام! اما عملاً امام، همان پیامبر است و به اعتراف صریح شیعه حتی امام از پیامبران هم مقامش بالاتر است!!! اما این از نظر ما ممکن نیست؛ زیرا قرآن گفته است: بعد از محمد صلی الله علیه وسلم ، پیامبری نمی آید. پس به همین دلیل ساده، پیامبر جانشین تعیین نکرد؛ چون بعد از او کسی با وحی تماس ندارد و ما حق داریم که در کارش چون و چرا کنیم! اما در فرض شیعه ما که نمیتوانستیم به امیری که رسول الله تعیین کرده ایراد بگیریم. البته در زمان رسول الله، مردم از امیر، به رسول الله شکایت میبردند. اما حالا که رسول الله زنده نیست. اگر شیعه ها از این جواب من قانع نشدند پس من همین سوال شیعه را بی کم و کاست، ما از خود شیعه میپرسم فقط به جای «پیامبر» مینویسم «امام زمان».سوال شیعه که حالا سوال ما شده را دوباره بخوانید:سنی میپرسد:چرا امام زمان، که در مورد جزئی ترین مسائل شخصی مردم دستور و قانون تعیین کرده اما چرا به آینده آنها بی تفاوت بوده وجانشینی تعیین نکرده اند و این همه اختلاف را برای امت پسندیدند؟! هر جوابی که شیعه بدهد همان جواب ما بخودش است.
سنی کم سواد: بارها می بینیم که مدعیان تشیع، شبهه افکنی می کنند که چرا پیامبر صلی الله علیه وسلم برای خویش جانشین تعیین نکرد ولی از آن طرف ابوبکر برای خویش عمر را به عنوان جانشین تعیین نمود؟؟!! و اما پاسخ به این شبهه: باید گفت این شبهه و استدلال، بسیار سست و مضحک است و در واقع تناقضی آشکار است، چون از نظر شیعه این پیامبرصلی الله علیه وسلم نبوده که حضرت علی را به عنوان جانشین انتخاب کرده است، بلکه این امر از نظر علمای شیعه دستوری الهی بوده است، پس شیعه در واقع دارد می گوید که چرا ابوبکر جانشین گذاشت ولی خداوند نگذاشت؟؟!!! خوب آیا این سخن منطقی است؟؟ عمل ابوبکر چه ربطی به دستورات الهی دارد؟؟ خداوند هر دستوری را صلاح بداند و اراده کند می فرستد و این چه ربطی به اعمال دیگران دارد؟؟!! اعمال دیگران که برای خداوند حجت محسوب نمی شوند و ما که نمی توانیم برای خداوند تعیین تکلیف کنیم. ولی علمای شیعه ظاهرا برای خدا نیز تعیین تکلیف می کنند!! در ضمن حضرت ابوبکر تنها حضرت عمر را به عنوان نامزد معرفی نموده است نه اینکه ایشان را به زور و یا با کودتایی بر مسند قدرت بنشاند و حتی در این امر با اصحاب دیگر نیز مشورت کرده است و سپس اصحاب با حضرت عمر بیعت نمودند و انتخاب خلیفه بدون بیعت و شورا ممکن نیست و این برای عمر نیز صادق بوده است. در مورد مشورت ابوبکر با صحابه به برخی از روایات اشاره می کنیم: ابن سعد و طبری و غیره با اسانید متعددی روایت کرده‌اند که ابوبکر وقتی به بستر بیماری افتاد عبدالرحمان بن عوف را فرا خواند و به او گفت: در مورد عمر بن خطاب به من بگو. عبدالرحمان گفت: تو مرا از چیزی می‌پرسی که خودت آن را بهتر می‌دانی. ابوبکر گفت: گرچه بهتر می‌دانم. عبدالرحمان گفت: سوگند به خدا او بهترین کسی است که مورد نظر شماست. سپس عثمان بن عفان را فرا خواند و گفت: در مورد عمر به من بگو. عثمان گفت: تو از همه ما به او آگاه‌تر هستی. گفت: با اینکه از شما به او آگاهترم (می‌خواهم نظر شما را بدانم).عثمان گفت: آنچه من در مورد او می‌دانم این است که درون او بهتر از ظاهر اوست، و در میان ما هیچ کسی مانند او وجود ندارد. ابوبکر گفت: خداوند بر تو رحم نماید، سوگند به خدا اگر او را ترک می‌کردم از تو فراتر نمی‌رفتم. و با سعید بن زید اباالاعور و اسید بن حضیر و دیگر مهاجرین و انصار مشورت کرد. اسید گفت: او بعد از تو بهترین است، برای آنچه سبب رضامندی (خدا) می‌شود راضی می‌گردد، و بر آنچه سبب ناخشنودی (خدا) می‌شود ناخشنود می‌گردد، آنچه پنهان می‌نماید بهتر از آن چیزی است که اظهار می‌نماید، و هیچ‌کسی در به دست گرفتن این امر از او قوی‌تر نیست. به علمای شیعه باید گفت که حضرت علی علیه السلام نیز جانشینی تعیین نکردند و چرا حضرت علی اینگونه عمل نمودند؟ و دست به قیاسهای مسخره ای می زنند و مثلا شخص نبی را با غیر نبی مقایسه می کنند. یعنی شخصی را که مقید به وحی الهی است با شخصی که فاقد این امر است مقایسه می کنند.
مسلم: سلام علیکم : برادر عزیز محسن جزا ک الله خیرا کثیرا ، وَمَا عَلَيْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ شما برادر بزرگوار به وظیفه ایمانی خود خیلی خوب عمل کردی وحجت را برما تمام کردی کاربران ناظر و عمدتا ساکت بهترین داوران هستند وبالاتر از همه خداوند عالم الغیب شاهد وناظر اعمال همه ماهاست ، وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿٥٩﴾ كليدهاى غيب نزد اوست. جز او كسى را از غيب آگاهى نيست. هر چه را كه در خشكى و درياست مى‌داند. هيچ برگى از درختى نمى‌اُفتد مگر آنكه از آن آگاه است. و هيچ دانه‌اى در تاريكيهاى زمين و هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين آمده است. (۵۹) وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّـهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ ۖ وَسَتُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١٠٥﴾ بگو: عمل كنيد، خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد و شما به نزد داناى نهان و آشكارا بازگردانده مى‌شويد و او از اعمالتان آگاهتان خواهد كرد. (۱۰۵) وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَـٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ﴿٣٠﴾و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند (30) قُل لَّا أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّـهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ﴿٥٠﴾بگو: به شما نمى‌گويم كه خزاين خدا نزد من است. و علم غيب هم نمى‌دانم. و نمى‌گويم كه فرشته‌اى هستم. تنها از چيزى پيروى مى‌كنم كه بر من وحى شده است. بگو: آيا نابينا و بينا يكسانند؟ چرا نمى‌انديشيد؟ (۵۰) كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّـهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ ۚ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى اللَّـهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ۗ وَاللَّـهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٢١٣﴾ مردم يك امّت بودند، پس خدا پيامبران بشارت‌دهنده و ترساننده را بفرستاد، و بر آنها كتاب بر حق نازل كرد تا آن كتاب در آنچه مردم اختلاف دارند ميانشان حكم كند، ولى جز كسانى كه كتاب بر آنها نازل شده و حجّتها آشكار گشته بود از روى حسدى كه نسبت به هم مى ورزيدند در آن اختلاف نكردند. و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقيقتى كه اختلاف مى‌كردند راه نمود، كه خدا هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مى‌كند. (۲۱۳) فَمَن يُرِدِ اللَّـهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ ۖ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّـهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٢٥﴾ هر كس را كه خدا خواهد كه هدايت كند دلش را براى اسلام مى‌گشايد، و هر كس را كه خواهد گمراه كند قلبش را چنان فرو مى‌بندد كه گويى مى‌خواهد كه به آسمان فرا رود. بدين سان خدا به آنهايى كه ايمان نمى‌آورند پليدى مى‌نهد. (۱۲۵) وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۚ وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿٤٦﴾ و بر دلهاشان پرده افكنيم تا آن را درنيابند، و گوشهاشان سنگين كنيم. و چون پروردگارت را در قرآن به يكتايى ياد كنى، بازمى‌گردند و مى‌رمند. (۴۶) إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢﴾ ما قرآنى عربى نازلش كرده‌ايم، باشد كه شما دريابيد. (۲) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفًا كَثِيرًا ﴿82﴾ آيا در [معانى] قرآن نمى‏انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏يافتند (82) این حقیر برای مراجعه به قرآن وذکر آیات نورانی قرآن مورد طعنه وسرزنش برخی از عزیزان قرارگرفته ام وآنرا لطف خدامیدانم . از خدا میخواهم افکار وقلوب ما را به نور قرآن روشن وهدایت فرماید . قرآن کتاب آسمانی ما وکتاب هدایت ازجانب خداوند رحمان برای تمام اعصار است ، امیدوارم مسلمانان باقرآن انس داشته باشند که قرآن ذکر خداست و الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّـهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿٢٨﴾ آنان كه ايمان آورده‌اند و دلهايشان به ياد خدا آرامش مى‌يابد. آگاه باشيد كه دلها به ياد خدا آرامش مى‌يابد. (۲۸) یاحق والسلام
شیعه: محمدجان سلام.یقین داشتم که غیرازشیعیان مولاناالامام الغریب المضطروالقایم المنتظرابن الرضاوابالقاسم محمدالهادی المهدی صلوات الله علیه وعلی آبائه المعصومین درهردوعالم مردپیدانمیشه.ممنون برای کامنتی که گذاشتید.خداروح شیخناالمفیدروشادکندکه این احتجاج ازیادگارهای ایشان است
*نام :
ايميل(بدون نمايش) :




 
X